پادگرد
کاور حکمت ۱۰
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۱۰

۱۴ شهریور ۱۴۰۵ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مهربان باشید و صمیمی! حکمت ۱۰ وَ قَالَ (علیه السلام): خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ. با مردم چنان گرم و گیرا و دلنشین و مهربان زندگی کنید که اگر روزی از میانشان رفتید، اشک از چشم‌هایشان جاری شود و دل‌هایشان در حسرت حضورتان بسوزد، و اگر در کنارشان بمانید، با شوق و شور و عشق به شما روی آورند و از هم‌نفسی با شما آرامش و شادی بگیرند. واژه ها: خَالِطُوا: بیامیزید، معاشرت کنید، رفتار کنید النَّاسَ: مردم، انسان‌ها، دیگران مُخَالَطَةً: معاشرت، هم‌نشینی، ارتباط إِنْ: اگر، چنانچه، در صورتی که مِتُّمْ: مردید، درگذشتید، فوت کردید مَعَهَا: همراه آن، در کنار آن، با آن بَكَوْا: گریستند، اشک ریختند، زاری کردند عَلَيْكُمْ: برای شما، به خاطر شما، در غم شما وَ: و، همچنین، نیز إِنْ: اگر، چنانچه، در صورتی که عِشْتُمْ: زنده ماندید، زندگی کردید، باقی ماندید حَنُّوا: مشتاق شدند، محبت ورزیدند، علاقمند شدند إِلَيْكُمْ: به سوی شما، نزد شما، به حضورتان شرح: زاینده‌رود را به یاد آور. تا بود، مردم با شور و شوق و عشق و اشتیاق به کنارش می‌رفتند. و در کنار آن خوش بودند، خوش می‌گذراندند، و اصفهانی‌ها به این زاینده‌رود می‌بالیدند. آن را مایه افتخار خود می‌دانستند. زاینده‌رود دیدنی بود، و دیدن داشت و از دیدنی‌های اصفهان بود که بسیاری به شوق دیدارش راهی این شهر می‌شدند. اما روزی که خشک شد، حسرتش به دل‌ها ماند. هنوز هم که هنوز است، مردم اصفهان با تأسف و حسرت به زاینده‌رود نگاه می‌کنند و روزهای خوش و خوش‌گذرانی کنار آن را به یاد می‌آورند. حال تو گویی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌گوید: در میان مردم، مثل زاینده‌رود باش. تا هستی، همه با شور و شوق سراغت بگیرند و به سراغت بیایند و در کنارت خوش باشند. طوری زندگی کن که وقتی رفتی، حسرت روزهایی که در کنار تو بودند بر دل‌ها بماند. خَالِطُوا النَّاسَ، با مردم قاطی شو. جالب این است که نمی‌گوید با مسلمانان یا مؤمنین، بلکه می‌گوید با مردم. یعنی حتی اگر کافر باشند، گبر باشند، یا منکر و ملحد. با همه، با نرمی و زیبایی رفتار کن و قاطی شو. قاطی‌شدنی که از آن بوی لطف و محبت برخیزد. إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ، چنان رفتار کن که اگر روزی نبودی، همه بر تو بگریند. وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ، و اگر زنده بودی، هوس دیدارت را در دل داشته باشند. زاینده‌رود چنین بود، چون آب بود. آب، هر جا باشد، آبادی می‌آورد. آتش را خاموش می‌کند، عطش را رفع می‌کند، و حیات می‌بخشد. تو هم مثل آب باش. هر کجا که می‌روی، با خود آبادی ببر. بپرهیز از آنکه مثل آتش باشی. بعضی‌ها آتش‌اند؛ آتش می‌بارند. سخنانشان دل‌ها را می‌سوزاند و فقط خاکستر باقی می‌گذارد. اما تو آتش نباش؛ آب باش. زاینده‌رود باش که هر جا می‌رفت، زمین‌های تشنه را سیراب می‌کرد، درختان را زنده نگه می‌داشت و حتی سنگ‌های سخت را در مسیر صیقل می‌داد. و روزی هم که خشک شد، همه چیز تغییر کرد؛ درختانی مردند، زمین‌ها ترک برداشت، و دل‌ها حسرت‌زده ماندند. زاینده‌رود باش. بی‌وقفه زندگی ببخش، بی‌منت جاری شو. اگر روزی نبودی، اثرات حضورت در زندگی مردم باقی بماند. مثل گل‌های باغ باش. تا هستی، عطر و رایحه‌ات مشام آدمی را نوازش دهد، و وقتی نیستی، باغ از عطر تو خالی و جای خالی‌ات حس شود. مثل خورشید باش. تا هستی، گرما ببخش، و وقتی غروب کردی، زندگی سرد و تاریک شود و همه آرزوی طلوع دوباره‌ات را داشته باشند. چشمه باش. بودنت آرامش ببخشد و نبودنت حسرتی در دل بگذارد. چشمه‌ای جاری و بخشنده، بی‌توقع. جوری زندگی کن که حتی نبودنت را درختان, زمین‌و رهگذران خسته، و دل‌های شکسته حس کنند. مثل درخت باش: سایه‌ای برای خسته‌ها، پناهی برای درمانده‌ها، و لانه‌ای برای پرندگان. طوری باش که اگر رفتی، همه حسرت سایه‌ات را بخورند. در میان مردم، چنان زندگی کن که بودنت زندگی ببخشد و نبودنت دل‌ها را غمین کند. مثل زاینده‌رود که جاری بود و حیات می‌بخشید، و وقتی نبود، زمین‌ها ترک برداشتند و دل‌ها بیقرار شدند. و حالا، این را از خودت بپرس: آیا امروز مثل آب بودی یا آتش؟ نتیجه‌گیری: زندگی ما، به مثابه جریانی است که می‌تواند آبادانی یا ویرانی به همراه داشته باشد. انتخاب با ماست که مثل آب باشیم و حیات ببخشیم، یا مثل آتش، ویرانی بیافرینیم. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. در تعاملات روزمره خود، نرمی و مهربانی را اصل قرار بده و از هر گونه خشونت یا تندی دوری کن. ۲. کمک کردن به دیگران را بی‌منت و بی‌توقع انجام بده، حتی اگر قدرش را ندانند. ۳. سخنانی بگو که دل‌ها را آرام کند و امید ببخشد، نه آنکه آتش بر جان‌ها بزند. ۴. با همه مردم، صرف نظر از عقیده یا دینشان، رفتار انسانی و محبت‌آمیز داشته باش. ۵. در هر جمعی که وارد می‌شوی، اثر مثبتی به جای بگذار؛ حتی اگر تنها یک لبخند باشد. ۶. کاری کن که وقتی از جایی می‌روی، نبودنت را حس کنند و آرزوی بازگشتت را داشته باشند. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.