پادگرد
کاور حکمت ۲۲
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۲۲

۲۶ شهریور ۱۴۰۵ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

باران باش نه طوفان! حکمت ۲۲ وَ قَالَ (علیه السلام): لَنَا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِينَاهُ، وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى. آنچه از کلام امام علیه السلام استفاده می‌شود: حق ما از آنِ ماست؛ اگر این حق به ما داده شود، در آرامش و رضایت خواهیم بود، اما اگر از ما دریغ شود، حتی اگر باید سال‌ها در شب‌های تاریک و مسیرهای پر از سختی و درد سفر کنیم، با تمام قدرت و اراده‌ای که در دل داریم، در جستجوی آن خواهیم بود. هیچ رنج و دشواری نمی‌تواند ما را از پیگیری این حق باز دارد. برای رسیدن به آن، هر چه در توان داریم خواهیم گذاشت و با تمام وجود برای دستیابی به آن مبارزه خواهیم کرد. واژه ها: لَنَا: برای ما، متعلق به ما، مال ما حَقٌّ: حق، وظیفه، طلب فَإِنْ: پس اگر، بنابراین اگر، در صورتی که أُعْطِينَاهُ: به ما داده شود، عطا شود، واگذار شود وَ: و، همچنین، بعلاوه إِلَّا: اگر نه، در غیر این صورت، به جز رَكِبْنَا: سوار می‌شویم، برمی‌نشینیم، حرکت می‌کنیم أَعْجَازَ: پشت، عقب، بخش پایینی الْإِبِلِ: شتر، کاروان، حیوان باربر وَ: و، همچنین، بعلاوه إِنْ: اگر، در صورتی که، چنانچه طَالَ: طولانی شود، ادامه یابد، کشیده شود السُّرَى: شب‌روی، پیمودن راه در شب، سفر شبانه شرح: باران که می‌آید، گرد و غبارهایی را که بی‌جهت بالا رفته‌اند، فرو می‌نشاند و بذرها و دانه‌هایی را که در خاک‌اند، بالا می‌کشد. گل‌ها، گیاهان و درختان را رشد می‌دهد. حال، بعضی آدم‌ها درست مثل همین باران‌اند. وقتی سخن می‌گویند، آدمی رشد می‌کند، قد می‌کشد، بالا می‌رود و بالنده می‌شود. فعل باران بهاری با درخت آید از انفاسشان در نیک‌بخت و وقتی کنار چنین انسان‌هایی می‌نشینی، غبار غم و غصه از آسمان دلت فرو می‌نشیند: سمن‌بویان غبار غم چو بنشینند، بنشانند اما طوفان، درست برعکس باران است. درختان تناور را سرنگون می‌کند و گرد و غبار، خس و خاشاک را بالا می‌برد. در آسمان جولان می‌دهد و همه‌جا را تاریک می‌کند. بعد از پیامبر (ص)، طوفان شد... پس از ارتحال پیامبر اکرم (ص)، طوفانی درگرفت. برخی خود طوفان شدند و علی (ع) را آن سرو سهی قامت، پایین کشیدند. و گرد و غبارها را بالا بردند و جهان را در تاریکی فرو بردند. در این هنگام، امیرالمؤمنین (ع) سخنی گفت که در تاریخ به یادگار بماند. ابن ابی‌الحدید آورده است که این سخن امیرالمومنین پس از ماجرای سقیفه فرمود، اما طبری در تاریخش می‌نویسد که این سخن مربوط به ماجرای شورای شش نفره بود که چه شوربختانه برگزار شد و عالم را به شورزار تبدیل کرد. فرمود: لَنا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِينَاهُ، وَإِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَإِنْ طَالَ السُّرَى حق مثل چراغ است ما حق داریم؛ یعنی خلافت حق ماست. و چرا نباشد؟ و او نمی گوید "چرا؟" چون این حقیقت،مثل چراغ روشن است. حقیقت آن است که علی درست مثل همین چراغ می‌ماند و چراغ باید بالا باشد، نه در ته چاه. البته برای چراغ، بالا یا پایین تفاوتی ندارد، اما برای مردم، تفاوت دارد. وامیرالمؤمنین (ع) چراغ بود. علی فانوس بود، فانوس شب، شب دنیا. اما او را عقب راندند و با عقب راندن او، دنیا تاریک شد. و در آن تاریکی مرکب خلافت را راندند. فرمود: لَنا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِينَاهُ خلافت حق ما بود و اگر به ما داده می‌شد... و دیگر ادامه نمی‌دهد یعنی نمی‌دانی چه می‌شد در فهم نیاید در وهم نگنجد. وَإِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَإِنْ طَالَ السُّرَى،و اگر این حق ما به ما داده نشود به ناگزیر باید سوار شویم اما بر عقب عقب‌های شتر هرچند که این سیر شبانه به درازا کشد. تشبیه به شتر شتر دو کوهان دارد و نقطه تعادل آن، میان دو کوهان است. سوارکار فقط در این نقطه، مسلط است. و می‌تواند هم تعادل خود را حفظ کند و هم تعادل شتر را و نه خود آسیب ببیند و نه شتر، اما نشستن در جلوی کوهان اول، ناپایدار و سست است. و نشستن در عقب کوهان دوم، که شیب دارد و نزدیک دم شتر است، بسیار سخت و خطرناک است، خصوصاً در شب‌های طولانی. درست همان‌جایی که بردگان و اسیران می‌نشستند. امام (ع) می‌فرماید: اگر خلافت به ما داده نشود و ما را عقب برانند، چاره‌ای نداریم جز اینکه در عقب شتر بنشینیم، هرچند که این سفر شبانه طولانی شود و شد آنهم بیست و اندی سال. نتیجه‌گیری: اگر حقیقت را پایین بکشند و ناحق را بالا ببرند، جهان در تاریکی فرو می‌رود. حق همانند چراغ است و جای آن در بلندی است. اما وقتی ظلم و ستم، نور را در چاه بیندازد، دنیا شب می‌شود و راه روشن دیده نمی‌شود. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. حق را بشناسیم و از آن دفاع کنیم. اگرچه ممکن است سال‌ها در تاریکی بمانیم، اما نباید از جایگاه حق کوتاه بیاییم. ۲. در برابر ظلم، آگاهانه صبر کنیم. صبر امام علی (ع) منفعلانه نبود، بلکه صبری آگاهانه برای حفظ اسلام و حقیقت بود. ۳. مانند باران باشیم، نه طوفان. تلاش کنیم که اطرافیانمان را رشد دهیم، نه اینکه حقیقت‌ها را سرنگون کنیم و غبارها را بالا ببریم. ۴. در زندگی، فانوس راه باشیم. فانوس‌ها باید پیشاپیش حرکت کنند تا راه را برای دیگران روشن کنند. ۵. در تاریکی‌ها، امید به روشنی داشته باشیم. همان‌طور که پایان شب، طلوع فجر است، ظلم و تاریکی هم ماندگار نخواهد بود. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.