پادگرد
کاور حکمت ۲۳
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۲۳

۲۷ شهریور ۱۴۰۵ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

تکیه بر گذشته و گذشتگان مکن! حکمت ۲۳ وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ، لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ. آنچه از کلام امام ع استفاده می‌شود: آن‌کس که عملش او را در پیمودن مسیر کمال، کُندکند و سنگین‌گام سازد، و به جلو نراند، هیچ اصل و نسبی، هیچ افتخار یا حسبی نمی‌تواند به او شتاب بخشد یا جایگاه والایی برایش فراهم کند. واژه ها: مَنْ: کسی که، هر کس أَبْطَأَ: کند سازد، به تأخیر اندازد، کند پیش برود بِهِ:‌او را، به او، به آن عَمَلُهُ:عمل او، کار او، رفتار او لَمْ: نه يُسْرِعْ: شتاب دهد، سریع سازد، سرعت بخشد بِهِ: او را، به او، به آن نَسَبُهُ: نسب او، خانواده او، خاندان او شرح: سرچشمه مهم است، اما مقصد مهم‌تر اینکه آب از کجا آمده، مهم است، اما اینکه به کجا می‌رود، مهم‌تر. اینکه آب از دل چشمه و چشمه از دل کوه و کوهسار ساری و جاری باشد مهم اما اینکه به کجا می‌رود مهمتر. در نگاه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، آدمی نیز چنین است. اینکه از چه خانه و خانواده‌ای و خاندانی برخاسته باشد، تأثیر دارد، اما مهم‌تر از آن، سیر و مسیری است که در زندگی انتخاب کرده و پیش می‌گیرد. بسیاری از افراد از خانواده‌های بزرگ و ریشه‌دار برخاستند اما گمراه شدند، مانند آبی که از چشمه می‌جوشد اما به لجن‌زار می‌ریزد. نمونه‌اش پسر نوح، که از پیامبری بزرگ زاده شد، اما سرنوشتی تلخ داشت. برعکس، برخی از ناپاک‌ترین تبارها برخاستند اما خود را پالودند و به باغ‌های حقیقت راه یافتند. مثل معاویة بن یزید، فرزند یزید. که وقتی به خلافت رسید، اعلام کرد: «این جامه خلافت نه زیبنده پدرم بود، نه زیبنده پدرش. آن را به ناحق غصب کردند. این جامه تنها شایسته علی و آل علی است.» مادرش با خشم فریاد زد: «کاش کهنه‌حیض بودی و فرزند یزید نبودی!» و او به پاسخ گفت: «کاش کهنه‌حیض بودم و فرزند یزید نبودم!» و خلافت را نپذیرفت و به کارگری روی آورد. امام صادق (علیه‌السلام) درباره‌اش فرمود: «إِنَّهُ كَانَ رَجُلًا صَالِحًا.» ببین، او از سرزمینی آلوده برخاست، اما خود را پاک کرد و راهی باغ شد. باد موافق کافی نیست، باید پارو زد اینجاست که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید، آنچه به داد آدمی می‌رسد همین است؛ راهی شدن و کاری شدن خود آدمی، نه حسب و نه نسب. بله، حسب و نسب تأثیر دارند، اما آدمی همچون قایقی سبک و شناور بر آب دریاست. حسب و نسب، حکایت بادی ملایم را دارد که بر این قایق می‌وزد. این باد می‌تواند به آدمی امید بدهد، او را یاری کند و مسیر را برایش هموار سازد، اما هرچند ملایم و دلنشین باشد، نمی‌تواند سرنوشت قایق را تعیین کند. اگر قایقران پارو به دست نگیرد و با پارو زدن‌های خود آب را نشکافد و مسیر را خود تعیین نکند، قایق او نه‌تنها با نیروی باد بی‌هدف در دریا سرگردان خواهد شد، بلکه همین باد می‌تواند مسیر را تغییر داده و او را به ناکجاآباد بکشاند. آنچه قایق را به ساحل می‌رساند و آنچه قایقران را از سرگردانی، سرگشتگی و گمگشتگی نجات می‌دهد، دستان خسته‌نشده قایقران است که پارو می‌زند، عرق می‌ریزد و با هر ضربه پارو، آینده خود را رقم می‌زند. بنابراین، اگر کسی تنها به باد موافق نسب خود تکیه کند، چون قایقی است که بر موج‌ها شناور است اما مقصدی ندارد و به جایی نمی‌رسد. اما آنکه دست به پارو می‌برد، حتی اگر باد، چندان یاریش نکند، باز هم راهی برای رسیدن به ساحل پیدا می‌کند. و این پارو همان تلاش و عمل است که انسان را از دل دریاهای بی‌انتها به سرزمینی امن و آباد می‌رساند. از این رو، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: «مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ، لَمْ يُسْرِعْ بِهِ حَسَبُهُ.» کسی که عملش او را کُند کند... چون عمل هم می‌تواند آدمی را کند کند و هم می‌تواند تند کند. برخی اعمال، آدمی را حقیقتاً سنگین و سنگین‌بار می‌کنند، همچون گناه که بار است. و برخی، حقیقتاً وصف و حکایت بال را دارند و آدمی را به پرواز درمی‌آورند. می‌گوید، کسی که عملش او را در سیر به سمت خدا سوق ندهد و در سلوک به سوی خداوند راهی و روان نکند: «لَمْ يُسْرِعْ بِهِ حَسَبُهُ.» حسب و نسب چنین کسی را شتاب نمی‌دهد، سرعت نمی‌بخشد و به راه نمی‌اندازد، هرچند پیامبرزاده باشد. و به عکس، ای‌بسا کسا که حسب و نسبی نداشته باشند اما موج‌وار به سمت ساحل راهی شوند. همان‌طور که سعدی می‌گوید: وقتی افتاد فتنه‌ای در شام، هر کسی گوشه‌ای فرا رفتند. روستازادگانِ دانشمند، به وزیریِ پادشاه رفتند. پسرانِ وزیرِ ناقص‌عقل، به گدایی به روستا رفتند. به‌هرحال، حسب و نسب مثل یک چراغ در کف یک انسان مسافر می‌ماند. تنها به نور چراغ خیره شدن و گامی نزدن، مسافر را به مقصد نمی‌رساند. این چراغ زمانی معنا دارد که مسافر در مسیر حرکت باشد. آنچه این مسافر را از یک شب تار و تاریک عبور می‌دهد، قدم‌ها و گام‌هایی است که با اراده برمی‌دارد. این گام‌ها و قدم‌ها همان تلاش و عمل است. پس اگر کسی تنها به چراغ تکیه کند، بی‌آنکه گامی بردارد و قدمی بزند، تا همیشه در جای خود درجا می‌زند. اما آنکه با گام‌های استوار، کورمال‌کورمال پیش می‌رود، حتی اگر چراغی در کف نداشته باشد، سرانجام به مقصد و مأوای خود خواهد رسید. نتیجه‌گیری: برای ساختن آینده، نباید تنها به افتخارات گذشته تکیه کرد. آنچه انسان را به مقصد می‌رساند، تلاش و عمل اوست، نه صرفاً تبار و پیشینه‌اش. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. به جای غرور به گذشته، برای ساختن آینده تلاش کن. ۲. مسیرت را آگاهانه انتخاب کن، نه صرفاً براساس آنچه از پیش بوده‌ای. ۳. از فرصت‌های رشد و تغییر استفاده کن، حتی اگر پیشینه‌ات مناسب نباشد. ۴. هر روز با عمل خود، سرنوشتت را شکل بده.و مانند قایقرانی باش که با تلاش خود، مسیرش را می‌سازد. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.