

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مرهم دلها باشید! حکمت ۲۴ وَ قَالَ (علیه السلام): مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ. آنچه از کلام امام علیه السلام استفاده میشود: پاک شدنِ گناهان بزرگ، تنها با گفتن و استغفارِ زبانی نیست، بلکه در آن است که دستی بگیری و دلی را آرام کنی. یعنی زمانی گناهانت رنگ میبازد که صدای دلِ شکستهای را بشنوی و بیپناهی را در پناه مهرت جای دهی. وقتی غبار غم را از چهرهای خسته میزدایی، در حقیقت غبار گناه را از جان خودت میتکانی. خدا دلهایی را میبخشد که برای دلهای دیگر تپیدهاند، و گناهان کسانی را میشوید که اشک غم از چهرهی دیگران پاک میکنند. پس اگر خواستی بخشیده شوی، به جای تکرار واژهها، دستی بکش بر زخم انسانها؛ که گاهی پاک کردن یک اشک، از هزار رکعت نماز، اثرگذارتر است. واژه ها: مِنْ: از، از جمله، یکی از كَفَّارَاتِ: پوشانندهها، پاککنندهها، جبرانکنندهها الذُّنُوبِ: گناهان، خطاها، لغزشها الْعِظَامِ: بزرگ، سنگین، عظیم إِغَاثَةُ: یاریرسانی، کمکرسانی، دستگیری الْمَلْهُوفِ: درمانده، بیپناه، غمزده وَ: و، همچنین، افزون بر این التَّنْفِيسُ: گشایش، تسکین، رهایی عَنِ: از، نسبت به، درباره الْمَكْرُوبِ: اندوهگین، گرفتار، مصیبتدیده شرح: ابر شو، باران شو، نسیم شو باران که میبارد، زمینِ تشنه و ترکخورده سیراب میشود. زنده و سرزنده میگردد. سبز و پر از سبزه و سبزهزار میشود. هوا پر از عطر تازگی میشود. باران، زمین را از خشکی، خستگی و پژمردگی نجات میدهد. در نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام، دلهای گرفته، آدمهای گرفتار و غمزده، همچون زمینِ تشنه و ترکخوردهاند. اگر باران شویم، اگر غبار غم را از چهره آنان بزداییم، اگر دستشان را بگیریم و اندوهشان را تسکین دهیم، خدا نیز ما را از چنگ و چنگال گناهان، حتی گناهان سنگین، نجات خواهد بخشید. ابر باشیم، درخت باشیم، نسیم باشیم خوشا به حال آنان که همچون باراناند؛ همچون درختان کهنسال جنگل که سراپا خیر و بخششاند. و گرهگشا و مشکلگشا . شاخههایشان سایبانی است برای خستگان، میوههایشان خوراکی برای گرسنگان، ریشههایشان نگهدارنده خاک. ودرخت، چوب است. و از چوبی کمتر نباشیم! مثل نسیم باشیم که گرمای سوزان را آرام میکند، گرد و غبارها را کنار میزند و طبیعت را تازه میکند. یک لبخند، یک نگاه مهربان، یک کلام دلگرمکننده، حقیقتاً کار نسیم را میکند. اندوه را از چهرهها میبرد. پس اگر دیدی کسی اندوهگین است، زیر فشار زندگی کمر خم کرده، و زیر بار مشکلات، نفسش گرفته است؛ با ایشان ابر شو، باران شو، نسیم شو! مکافات گناه از آنِ ابر و باران و نسیم نیست. ابر را، باران را، نسیم را شلاق نمیزنند. از این رو امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند که از راههای بخشش خداوند، ابر شدن است، باران شدن است و نسیم شدن؛ یعنی سبز کردن و شاد کردن دیگران، بهویژه آنان که گرفتار و غمزدهاند. فرمود: «وَ مِن کَفّاراتِ الذُّنوبِ العِظامِ إغاثَةُ المَلهوفِ وَ التَّنفیسُ عَنِ المَکروبِ» و از کفّارههای گناهانِ بزرگ، یاری رساندن به درمانده و گشایش و تسکین غمزدگان است. همین سخن را بعدها سعدی به نظم کشید و گفت: رهِ نیکمردان آزاده گیر چو استادهای، دست افتاده گیر دوست داشتن خدا، در بخشش بندگان است خداوند، گرفتن دست افتادگان را دوست دارد، بهویژه آنان که شیدا و شوریده اویند. به داوود علیهالسلام فرمود: «ماذا تُریدُ یا داوودُ؟» ای داوود! چه میخواهی؟ خواهانِ چه هستی؟ و دنبال چه؟ «قالَ: مَحَبَّتُکَ» گفت: خدایا، عشقت را میخواهم! آمدهام که سر نهم، عشق تو را به سر نهم. «قالَ: مَحَبَّتی التَّجاوُزُ عَن عِبادی» فرمود: دوستی من در گرو گذشت از بندگان من است؛ اینکه از خطای ایشان درگذری. «فَإذا رَأیتَنی مُریداً فَکُن خادِماً» پس اگر دیدی کسی خواهان من است، تو خدمتگزار او باش. اگر گرهی دارد، گرهگشا باشی. اگر مشکلی دارد، مشکلگشا باشی. در روایتی آمده است: «إِنَّ اللهَ فِی عَونِ العَبدِ ما دامَ العَبدُ فِی عَونِ أَخیهِ» خداوند دستگیرِ کسی است که او دستگیر دیگران باشد. بخشش گناهان و کفّاره آنها بنابراین، آنچه کفّاره است و کیفر گناهان را از میان برمیدارد، کمکرسانی و دستگیری از خلق خداست. البته این تنها یکی از کفّارات به شمار میآید. از این رو فرمودند: «وَ مِن کَفّاراتِ...» و خداوند از بس که مهربان است، راههای فراوانی برای بخشش پیش روی آدمی نهاده است. بخشی از بیماریها نیز برای بخشیده شدن است. در روایتی آمده است: «ساعاتُ الوَجَعِ یَذهَبنَ سَاعاتِ الخَطایا» لحظاتی که آدمی درد میکشد، لغزشها و گناهان او را از بین میبرد. و یا آمده است: «حُمّی لَیلَةٍ کَفّارَةُ سَنَةٍ» یک تب در یک شب، کفاره گناهان یک سال است. کسی ممکن است بگوید: «من چه؟ من که توان گرهگشایی ندارم!» امام رضا علیهالسلام فرمودند: «مَن لَم یَقدِر عَلی ما یُکَفِّرُ بِهِ ذُنوبَهُ فَلیُکثِر مِنَ الصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً» هر کس توان ندارد آنچه گناهان را جبران میکند، انجام دهد، پس تا میتواند بر محمد و آل محمد ص درود فرستد؛ زیرا آن، گناهان را از میان برمیدارد. البته این مربوط به کسانی است که نمیتوانند گرهگشایی و فریادرسی کنند. وگرنه باید چنین کنند، همچنان که امام خود چنان میکرد. امیرالمؤمنین و گرهگشایی از خلق سعید بن قیس همدانی میگوید: یَوْمًا فِی شِدَّةِ الحَرِّ روزی در اوج گرما، انگار آتش از آسمان میبارید. امیرالمؤمنین ع را در کوچه پسکوچههای شهر کوفه دیدم که قدمزنان اینسو و آنسو می شد. شگفتزده پرسیدم: بِهَذِهِ السَّاعَةِ؟ در این ساعت، اینجا چه میکنید؟ فرمود: مَا خَرَجْتُ إِلَّا لِاعَیْنِ مَظْلُوما او اغیث مَلْهُوفا فرمود: از خانه بیرون نیامدم جز اینکه کمک کنم ستمدیدهای را یا فریادرسی کنم درماندهای را. همینطور که با هم گفتگو میکردیم، زنی مویکنان، مویهکنان، پابرهنه و شتابان به سوی امیر آمد و از ستم شوهرش شکوه و شکایت کرد. حضرت فرمود: خانهات کجاست؟ نشانی داد و فرمود: برویم. فَانْطَلَقَ مَعَهَا حَتَّى انْتَهَی إِلَى مَنْزِلِهَا به همراه او به راه افتاد تا اینکه به منزل او رسید. فَقَالَتْ: هَذَا مَنْزِلِی گفت: این خانه من است. پس امیرالمؤمنین با صدای بلند به اهل خانه سلام کرد. فَخَرَجَ شَابٌّ عَلَیْهِ عِذَارٌ مُلَوَّنه جوانی از خانه بیرون آمد در حالی که جامه رنگارنگ به تن داشت. امام فرمود: اتَّقِ اللّهَ مراقب باش! چرا از خدا نمیترسی؟ تو با خود چه میکنی؟ جوان با خشم تمام گفت: وَ اللّهِ لَأُحَرِّقَنَّهَا بِالنَّارِ لِکَلَامِکَ به خدا سوگند، به خاطر همین سخن شما هم که شده است او را به آتش میکشم. امام دست به قبضه شمشیر برد ، یعنی راست میشوی یا راستت کنم؟ جوان جنجالی به پا کرد و جماعتی از خانهها بیرون زدند. یکی از آنان امام را شناخت و گفت: السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ وتازه جوان فهمید، و در جا به پای امام افتاد و گفت: پایت را بر صورتم بگذار، و مرا ببخش، من نشناختمت. امام فرمود: جوان، با همسرت بساز، سازگار باش. گفت: به چشم. و من و امام به راه افتادیم و دیدم که آرام زیر لب زمزمه میکرد: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَصْلَحَ بی بَیْنَ مَرْئَةٍ وَ زَوْجِهَا خدا را شکر که به سبب من میان زنی و همسرش صلح و صفا داد. آری، علی اگر دعوت میکرد به فریادرسی، خود چنین میکرد. او مانند سوزنی نبود که برای همه جامه بدوزد، اما خود برهنه باشد. او نه مانند شمع بود که اطراف خود را روشن کند اما پایه و پایین پای خود سایهدار و تاریک باشد. او چراغ بود،چراغی که روشنیاش از درون میجوشید و خودش را و جهان پیرامونش روشن میساخت. نتیجهگیری: در آموزههای امیرالمؤمنین علیهالسلام، کمک به دیگران و تسکین غمها همانند باران و نسیم است که دلها را زنده میکند. این بخشش نه تنها دنیای دیگران را روشن میکند، بلکه باعث آمرزش گناهان و نزدیکی به خداوند میشود. برای پیادهسازی این حکمت در زندگی: ۱. به دردِ دیگران حساس باشیم و اگر توان کمک داریم، دریغ نکنیم. ۲. اگر گرهگشا نیستیم، درود بر محمد و آل محمد بفرستیم. ۳. گذشت داشته باشیم و اشتباهات دیگران را ببخشیم. ۴. در حد توان، بار مشکلات اطرافیان را سبک کنیم. ۵. از سخنان دلگرمکننده و لبخند برای تسکین غم دیگران استفاده کنیم. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





