پادگرد
کاور حکمت ۲۶
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۲۶

۳۰ شهریور ۱۴۰۵ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مراقب دل‌هاتان باشید! حکمت ۲۶ وَ قَالَ (علیه السلام): مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً، إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ. آنچه از کلام امام علیه السلام فهمیده می‌شود: هیچ‌کس هیچ‌چیزی را در دل پنهان نمی‌دارد، مگر آنکه اثر آن به‌وضوح در کلمات بی‌اختیار و ناخواسته‌ای که از زبانش جاری می‌شود، یا در تغییرات ظریف و نامحسوس چهره‌اش نمایان می‌گردد. انسان هرچقدر هم بخواهد احساساتش را پنهان کند، دلش بی‌اجازه سخن می‌گوید. رنج، شادی، حسادت، عشق یا ترس، بالاخره راهی برای آشکار شدن پیدا می‌کنند. گاهی در لرزش نامحسوس صدا، گاهی در نگاهی کوتاه، در مکثی میان جمله‌ها، یا حتی در لبخندی که بیش از حد ساختگی است. روح آدمی، نقابی ندارد که همیشه دوام بیاورد. آنچه در درون می‌جوشد، در بیرون هم بخار می‌شود و چهره را مه‌آلود می‌کند. واژه‌ها دیر یا زود رنگ دل را می‌گیرند و چهره، آینه‌ی خاموشی می‌شود که رازهای پنهان را فاش می‌کند. هیچ رازی برای همیشه در دل نمی‌ماند، چرا که چهره و زبان، هر دو زبان دل‌اند، و دل اگر لبریز شود، از هر راهی خود را لو می‌دهد؛ حتی از سکوت. واژه ها: مَا: هیچ، هیچ‌چیز أَضْمَرَ: پنهان کرد، نهان داشت أَحَدٌ: کسی، شخصی، فردی شَيْئاً: چیزی، چیزی خاص، چیزی مشخص إِلَّا: مگر، به جز، تنها ظَهَرَ: ظاهر شد، آشکار شد، نمایان شد فِي: در، درون، در طی فَلَتَاتِ: لغزش‌ها، اشتباهات، خطاها لِسَانِهِ:(لِسَانِ+هِ) زبانش، گفتار او، سخن او وَ: و، همچنین، سپس صَفَحَاتِ: صفحات، صورت‌ها، چهره‌ها وَجْهِهِ:(وَجْهِ+هِ)چهره‌اش، صورتش، رخسار او شرح: تار و گیتار یک ساز مانند تار یا گیتار از کیفیت صدای آن می‌توان فهمید که کوک است یا نه. اگر صدای آن زیبا و هماهنگ باشد، کوک است، و اگر ناموزون و ناهماهنگ باشد، ناکوک است. در نگاه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، آدمی همچون همین ساز است. درست مانند یک تار یا گیتار، می‌توان از جنس حرف و سخن او شخصیت او را شناخت و سرّ درونش را فهمید. دل انسان مانند یک چشمه است که کلام و رفتار از آن می‌جوشد. از این رو، هرچه در دل نهان باشد، در نهایت روزی در کلام و چهره آشکار خواهد شد. زبان و چهره انسان، مانند آیینه‌ای است که هر آنچه در دل آدمی می‌گذرد، منعکس می‌کند. این را باور کنید که آنچه را در دل دارید، بخواهید یا نخواهید، دیر یا زود به طور بی‌رحمانه‌ای در گفتار و سیمای شما نمود پیدا می‌کند. حافظ اشتباه می‌کرد که می‌گفت: «با دل خونین لب خندان بیاور» او به شراب سرخ که در درون یک جام قرار دارد به دل خونین تشبیه می‌کند و دهانه جام را که باز و گشاده است به لب خندان ، و می‌گوید همچون جام باش اگر دلت از کسی یا چیزی خون بود به روی خود نیاور و لبانت خندان باشد، اما آیا مگر ممکن است آدمی در دل غمین و در زبان خندان باشد؟ نه، نمی‌شود. آدمی نمی‌تواند نقشی بازی کند؛ بالاخره لو خواهد رفت. خودش هم بعدها فهمید که نمی‌شود و گفت: «کی شعر ترانگیزد خاطر که حزین باشد» آدمی نمی‌تواند با دل غمین و غمناک شعرهای شاد و طرب‌انگیز بگوید. چون هرچه در روان آدمی است بر زبان آدمی است، به همین خاطر سعدی می‌گفت: «به اندازه بود باید نمود»، چرا که روزی روزگاری مشت آدمی باز خواهد شد. در حقیقت، این خداوند است که با سخنی گاه مشت آدمی را باز می‌کند. خود در قرآن کریم فرمود: «اللّهُ مَخْرِجُ مَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ» خداوند بیرون می‌کشد آنچه را که پنهان و نهان ساخته‌اید. یعنی هیچ چیز مکتوم و مستور نخواهد ماند. و بر همین اساس، امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً، إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ. یعنی هیچ‌کس از آدمیان چیزی را نهان و پنهان نمی‌دارد جز آنکه سرانجام آشکارا خواهد شد، آن هم در ضمن لغزش‌های ناخواسته و نابهنگام زبان یا رنگ‌ها و واکنش‌های چهره. گاهی اوقات آدمی سخنی را که نمی‌خواهد و نباید بگوید، می‌گوید. وقتی هم که بگویی چرا گفتی، می‌گوید: «دست خودم نبود، از دهانم پرید.» این سخن‌هایی که دست انسان نیست و از دهان آدمی می‌پرد، همان سخنانی است که امیرالمؤمنین ع با واژه «فلتات» یاد می‌کند و می‌گوید: «فلتات آیینه‌اند» آیینه دل و ذهن و ضمیر آدمی‌اند و نشان می‌دهند که در باطن آدمی چه می‌گذرد. دیگر آنکه چهره را به یک کتاب تشبیه نمود، کتابی چند صفحه‌ای که هر صفحه به رنگی است: یک صفحه شاد، یک صفحه غمین، یک صفحه پر از استرس و اضطراب، یک صفحه پر از آرامش، یک صفحه حاکی از تهور و شجاعت، یک صفحه حاکی از بیم و هراس و تردید. و در هر یک از این حالات چهره آدمی رنگی دارد و واکنشی. این رنگ‌ها و واکنش‌ها را امیرالمؤمنین ع به صفحات چهره یاد می‌کند و می‌گوید: «نشانگر باطن و حقیقت آدمی است که دست خود آدمی هم نیست.» و این یعنی هر کس را که می‌خواهی بشناسی، به چهره او نگاه کن و به سخنان او. همان که مولوی می‌گفت: چون سفالین کوزه‌ای را می‌خری، امتحانی می‌کنی، ای مشتری؛یعنی همچنان که با تلنگری ظرف سفالین خود را نشان می‌دهد که سالم است یا ترک خورده، آدمی هم با حرف و سخن خود نشان می‌دهد که سلامت است یا نه. سخن و رفتار انسان همانند درختی است که در فصل پاییز برگ‌های سبز خود را به رنگ‌های زرد و قرمز در می‌آورد. این تغییرات، نمایانگر تغییرات درونی درخت است. این تغییرات به شکل بسیار واضحی نشان دهنده تغییرات درون درخت است. و همانطور که درخت نمی‌تواند تغییرات درونی خود را پنهان بدارد، آدمی نیز نمی‌تواند افکار و احساسات خود را برای همیشه مخفی نگاه دارد. یعنی درون انسان هم به طور ناخودآگاه بر رفتار و ظاهر او تاثیر می‌گذارد. در نهایت، این حکمت نشان‌دهنده ارتباط مستقیم میان درون و بیرون آدمی است. همانطور که در طبیعت هر تغییر کوچک در درون موجودات باعث تغییرات بیرونی می‌شود، در وجود آدمی هم احساسات و افکار درونی می‌تواند به راحتی از طریق زبان یا زبان بدن آشکارا شود. چون چهره آدمی بدون هیچ کنترلی رازهای دل را فاش می‌کند. بر همین اساس، هر کس که می‌خواهد سخنش زیبا و چهره‌اش دلنشین باشد ، باید سر به گریبان کند و به درون خود بپردازد و افکار و احساسات خود را کنترل کند. چون وقتی در دل آدمی دلسوزی و محبت موج می‌زند، این موج به ساحل زبان و چهره می‌رسد. و یا کسی که در دل غم‌های بسیار و کینه‌های فراوان دارد، سخنانش تلخ و ناامیدکننده خواهد بود. چهره آدمی هم از آنجا که بازتابی از درون است، اگر احساسات درونی کسی پاک، مهربان و خوشبینانه باشد، چهره‌اش نیز به گونه‌ای طبیعی لبخند می‌زند و روشن و نورانی می‌شود. اما اگر دل پر از خشم باشد یا پر از افسردگی یا اضطراب، چهره او پژمرده و غمگین خواهد شد. و این به خوبی نشان می‌دهد که چهره نیز به نوعی زبان بی‌کلام است که با احساسات درونی فرد در ارتباط است. به عبارت دیگر، اگر آدمی دلش آکنده از محبت و آرامش باشد، این آرامش در نگاه و در لبخند و حتی طرز رفتار او با دیگران نمایان می‌شود. در حالی که اگر دل او آکنده از کینه و بغض باشد، این ناآرامی در چهره‌اش نیز دیده می‌شود. حالا با توجه به اینکه درون آدمی منبع سخن و چهره اوست، مراقبت از افکار و احساسات به شدت اهمیت پیدا می‌کند. پس اگر کسی بخواهد سخن زیبا بگوید و چهره‌ای شاداب و نورانی داشته باشد، باید ابتدا در درون خود تغییرات مثبتی ایجاد کند. این تغییرات همان چیزی است که امروزه به خودآگاهی و مثبت‌اندیشی و تمرکز بر زیبایی‌های زندگی تعبیر می‌کنند. به عنوان نمونه، وقتی انسان ذهنش را از افکار منفی پاک می‌کند و خود را از خشم و کین رها می‌سازد، به طور طبیعی سخنان او مهرآمیز می‌شود و چهره‌اش پر از طمأنینه و آرامش خواهد بود. و در نقطه مقابل، وقتی دل پر از شکوه و شکایت و ترس و تردید باشد، سخن انسان تلخ و چهره انسان غمین خواهد شد. و همین‌جا نتیجه می‌گیریم که مراقبت از افکار و احساسات درونی نه تنها باعث رشد معنوی آدمی است، بلکه در زیبایی سخن و ظاهر او نیز تاثیری چشمگیر خواهد داشت. و این البته یک فرآیند دوطرفه است. وقتی انسان به دنبال زیبایی درونی می‌رود و دلش از کینه و حسادت پاک و پالوده می‌شود، نه تنها به آرامش درونی دست می‌یابد، بلکه سخنان و چهره‌اش نیز این زیبایی را منعکس می‌کنند. نتیجه‌گیری: آنچه در دل دارید، در سخن و چهره‌تان آشکار خواهد شد. اگر می‌خواهید سخن زیبا بگویید و چهره‌ای شاداب و نورانی داشته باشید، باید ابتدا در درون خود تغییرات مثبتی ایجاد کنید. مراقبت از افکار و احساسات درونی نه تنها باعث رشد معنوی شما خواهد شد، بلکه در زیبایی سخن و ظاهر شما نیز تاثیرگذار خواهد بود. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. تمرکز بر خودآگاهی: هر روز زمانی را برای خوداندیشی و مراقبه اختصاص دهید تا افکار و احساسات منفی خود را شناسایی کنید. ۲. پاکسازی درون: سعی کنید از کینه‌ها، نفرت‌ها و احساسات منفی رها شوید تا دل و چهره شما روشن و شاداب باشد. ۳. تمرین مثبت‌اندیشی: هر زمان که احساسات منفی به شما حمله می‌کنند، تلاش کنید دیدگاه خود را تغییر دهید و به جنبه‌های مثبت زندگی توجه کنید. ۴. مراقبت از کلام: سعی کنید از گفتار نیکو و سازنده استفاده کنید که نه تنها خودتان را بلکه دیگران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. ۵. عمل به این حکمت در تعاملات اجتماعی: در ارتباطات روزانه خود، به چهره و سخنان دیگران توجه کنید تا به درک بهتری از شخصیت آنان دست یابید. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.