

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
حکمت ۲۹ کمتر قهر کن زودتر آشتی کن وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُ: إِذَا کُنْتَ فِي إِدْبَارٍ، وَ الْمَوْتُ فِي إِقْبَالٍ، فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى. إِذَا: هرگاه، وقتی که کُنْتَ: باشی، قرار داشته باشی فِي: در حالت إِدْبَارٍ: پشت کردن به دنیا وَ: و الْمَوْتُ: مرگ، پایان زندگی فِي: در حال و حالت إِقْبَالٍ: روی آوردن و جلو آمدن، و نزدیک شدن به تو باشه. یعنی: در حالتی که مرگ داره به سمتت میاد، داره جلو میاد و نزدیک میشه. فَ: پس مَا: چه أَسْرَعَ: سریعتر، تندتر، با شتابتر صورت می گیره و اتفاق می افته الْمُلْتَقَى: دیدار، رسیدن، ملاقات، تلاقی، برخورد. ما معمولاً طوری زندگی میکنیم که انگار مرگ یه ایستگاه خیلی خیلی دور و ثابته و ما هم فعلاً قصد نداریم به این زودیها بهش برسیم. غافل از اینکه حکایت ما و مرگ حکایت دو دونده ای هست که تو یه جادهی باریک، روبروی هم می دون؛ که نه تنها فاصلهشان کم میشه، بلکه سرعتِ به هم رسیدنشون هم دوبرابر میشه، وچقدر زود این دو تا دونده با هم شاخبهشاخ میشن؟ و بخاطر همین غفلته که ما گاهی برای چیزای کوچک مثل خط و خش روی ماشین، یا دیر جواب دادنِ فلانی تو تلگرام چنان حرص میخوریم و اعصاب خودمون رو خرد میکنیم که انگار سند این دنیا رو ششدنگ به ناممون زدن، یا انگار حداقل ۱۰۰۰ سال وقت داریم. ولی امام میگه وقتی زمان محدوده و هر لحظه داریم به خط پایان نزدیک میشیم، واقعاً ارزشش رو داره این لحظهی "تکرارنشدنی" رو با غصه خوردن برای چیزای بیخودی هدر بدی؟ یا میخوایم به یکی بگیم دوستش داریم؟ میگیم حالا باشه بعداً. میخوایم حلالیت بطلبیم؟ میگیم وقت زیاده. میخوایم یه عادت بد رو ترک کنیم؟ میگیم از شنبه. امام میگه تو داری پیش می ری به سمت مرگ، مرگ هم داره پیش میاد به سمت تو، این «بعداً» که میگی، شاید دقیقاً لحظهی برخورد این دو تا دونده باشه. پس همین الان انجامش بده. یا خیلی وقتا میگیم: «حالا سر فرصت به مامانبزرگ زنگ میزنم» یا «بذار کارم سبک بشه بعد با رفیقم میرم بیرون». ولی امام میگه مرگ منتظرِ "تصفیه حسابِ" کارهای اداری یا سبک شدن سرِ تو نمیمونه. وقتی هر دو طرف دارید به سمت هم میدوید، "فردا" ممکنه خیلی دیر باشه. همین الان انجامش بده. یا کاسبی که فکر میکنه تا ابد زندهست و برای چندرغاز سودِ بیشتر، دل میشکنه یا کمفروشی میکنه، اگه یادش باشه که اون و مرگ مثل دو تا ماشینِ روبرو دارن به هم نزدیک میشن، شاید دستش موقع وزن کردنِ بار منصفتر بشه. یا حتماً دیدی کسی رو که با عزیزش قهر بوده و یهو خبر میرسه که اون آدم رفته، اون لحظه فقط حسرت میمونه که: «چقدر زود دیر شد». و امام (ع) میخواد قبل از اینکه این حسرت بیاد سراغمون، بیدارمون کنه. تاعمر رو بی جهت هدر ندیم و تلف نکنیم پای چیزای ناچیز، و بچسبیم به چیزای اساسی. درست مثل اینکه داری فیلم میگیری، اما میبینی باتری گوشیت ۱ درصده و همزمان شارژر هم نداری، و از اون طرف، خودِ گوشی هم داغ کرده و هر لحظه ممکنه خاموش بشه. حالا توی اون لحظه چیکار میکنی؟ آیا دنبال تنظیمات گرافیکی میگردی؟ یا نه، سریعترین و کلیدیترین صحنه رو ضبط میکنی؟ جان من! قصه زندگی ما هم همینه، باتری عمر داره تموم میشه و خاموشی مرگ هم داره میاد سراغمون، و اگه همینو بفهمیم دیگه دنبال حاشیه نمیریم، و فقط دنبال «اصلِ مطلب» میگردیم. ببین، برنامهریزی خوبه، اما نباید جوری غرق در «آینده» بشیم که «حال» رو فراموش کنیم. چون معلوم نیست کدوم زودتر میرسه: اون آیندهای که براش نقشه کشیدیم، یا اون دونده ای که داره از روبرو میاد یعنی مرگ. و این حرف اصلاً به معنی ناامیدی یا افسردگی نیست؛ برعکس، اتفاقاً باعث میشه باکیفیتتر زندگی کنیم. و زندگی رو واقعیتر، عمیقتر و انسانیتر زندگی کنیم. کسی که میدونه وقتش کمه: الکی با کسی کشمکش نمیکنه. زودتر میگه «ببخشید» وقتی میفهمه اشتباه کرده. زودتر آشتی میکنه تا رابطهها یخ نزنه. بیشتر حواسش به حال دل خودش و بقیه هست. از چایِ عصرانهاش بیشتر لذت میبره. قدر لحظههای ساده مثل نشستن کنار خانواده رو بیشتر میدونه. کارهاش رو با دقت و صداقت انجام میده که "ردِ پای" خوبی از خودش بجا بذاره. رفیق، این حکمت نمیخواد ما زانوی غم بغل بگیریم و منتظر مرگ باشیم. برعکس! میخواد بگه چون «وقت کمه»، پس: مهربونتر باش. زودتر ببخش. و از همین ثانیهای که توشی لذت ببر. زودتر زنگ بزن به اونایی که دوستشون داری. حرف خوب رو نگه ندار برای «یه روز خاص». کمتر قهر کن، زودتر آشتی کن. وقتی کنار عزیزات نشستی، واقعاً کنارشون باش، نه تو گوشی. اگه دلت میخواد کاری رو شروع کنی، شروع کن، منتظر حالِ ایدهآل نباش. کمتر حرص چیزایی رو بخور که یک سال دیگه یادت هم نمیاد. بیشتر بگو «حق با تو بود». بیشتر بگو «دوستت دارم». بیشتر بگو «ممنونم». کمتر خودتو عقب بنداز به خاطر حرف مردم. کار خیر رو موکول نکن به وقتی که «همهچی عالی شد». کمتر غر بزن، بیشتر قدردان باش. اگه باید مسیرتو عوض کنی، زودتر عوض کن. رفیق… زندگی معمولاً با صدا تموم نمیشه. آروم تموم میشه. وسط کارهای عادی. وسط «بعداً انجام میدم». پس خوب زندگی کن… قبل از اینکه فرصتِ خوب زندگی کردن تموم شه. یادت بمونه ملاقات با مرگ، پایانِ فرصتِ «خوب بودنه». ملاقات با مرگ یعنی بسته شدن پرونده فرصتها. نه فرصت جبران، نه فرصت گفتن دوستت دارم، نه فرصت دل به دست آوردن دوباره، نه فرصت قدرشناسی از آدمایی که کنارت بودن، نه فرصت ساختن خاطرههای قشنگتر با عزیزات، نه فرصت سبکتر شدن از کینهها و دلخوریها، نه فرصت جبران دلهایی که ناخواسته شکستی، نه فرصت زندگی کردن لحظهای که همیشه ازش رد شدی، و نه فرصت برگردوندن زمانی که راحت از دست رفت. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





