

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
صبر کن و بجنگ! حکمت ۳۱ وَ سُئِلَ (علیه السلام) عَنِ الْإِيمَانِ، فَقَالَ الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ. وقتی از امیر گلها، امام علی (علیهالسلام) دربارهی «ایمان» پرسیدند، لبخندی زد و فرمود: ایمان، بنایی است که بر چهار ستون استوار است؛ اگر یکی از آنها بلرزد، تمام بنا فرو میریزد. آن چهار ستون، صبر، یقین، عدالت و جهادند. صبر، یعنی ایستادگی در برابر سختیها، فرو خوردن خشم در برابر نادانیها، و پایداری وقتی زمین زیر پایت میلرزد. صبر، ریشهی آرامش دل است. یقین، یعنی دیدن حقیقت حتی وقتی چشمها نمیبینند. یعنی باورِ بیلرزش، ایمانِ بیتردید، نوری که در دل میدرخشد وقتی همهجا تاریک است. عدالت، یعنی نهادن هر چیز در جای خودش؛ در گفتار، در کردار، در رفتار با دیگران و حتی در قضاوت با خود. عدالت، ترازوی خدا در دل انسان است. و جهاد، یعنی برخاستن برای حق، چه در میدان نبرد و چه در میدان نفس. جهاد، صدای ایمان در عمل است، حرکتی است از درون به بیرون. ایمان، بدون صبر میلرزد، بدون یقین کور میشود، بدون عدالت تیره میگردد، و بدون جهاد میمیرد. پس هرکس بخواهد ایمانش ریشه بدواند، باید در این چهار ستون خانهای برای دلش بسازد. واژه ها: سُئِلَ: پرسیده شد، سؤال شد، استفسار شد عَنِ: درباره، در مورد، از الْإِيمَانِ: ایمان، باور، اعتقاد فَقَالَ: گفت، فرمود، بیان کرد الْإِيمَانُ: ایمان، اعتقاد، باور عَلَى: بر، بر اساس، بر روی أَرْبَعِ: چهار، چهار عددی، چهار تا دَعَائِمَ: ارکان، ستونها، پایهها عَلَى: بر، بر اساس، بر روی الصَّبْرِ: صبر، شکیبایی، استقامت وَ: و، همچنین، علاوه بر الْيَقِينِ: یقین، اطمینان، باور قطعی وَ: و، همچنین، علاوه بر الْعَدْلِ: عدالت، انصاف، برابری وَ: و، همچنین، علاوه بر الْجِهَادِ: جهاد، مبارزه، تلاش شرح: درخت بامبو را دیدهای؟ یا شنیدهای که وقتی بذرش را در خاک میکاری، پنج سال هیچ اثر و خبر و نشانی از آن نیست؛ نه جوانه ای، نه ساقهای، نه برگی، نه رشدی. تنها آبیاری میکنی، نگهداری میکنی، و شکیبایی پیشه میسازی. اما در سال ششم، ناگهان، در عرض چند هفته، تا بیست متر قد می کشد. و این یعنی کسی که مشتاق بامبوست، باید صبور باشد. اکنون، در نگاه نورانیِ امیرالمؤمنین ع، ایمان دقیقاً همانند بامبوست؛ جز با بردباری حاصل نمیشود. باید سالها شکیبایی کرد، تا آنجا که شاید هیچکس نشانهای از رشد تو نبیند، شاید بگویند: «او به جایی نرسید»، اما تو خود میدانی که در ژرفای وجودت ریشه میدوانی، و روزی، ناگهان، سر بر خواهی آورد؛ برمیخیزی، استوار، زیبا، پابرجا. پس صبر، شالودهٔ ایمان است. نخستین پایهٔ باور. یعنی شرط ایمان این است که در میان سختیها، عقبنشینی نکنی؛ در فشارها ایستادگی کنی، سادهترین مسیر را برنگزینی، بلکه راه درست را برگزینی. شب، هراندازه که یلدا باشد، هرقدر هم که طولانی، اما یقین داری که صبحی در راه است؛ طلوعی، نوری، فروغی، پرتوی. و این یقین نیز، چون صبر، یکی دیگر از ستونهای ایمان است. یعنی باید باور داشته باشی، و هیچ تردیدی به دل راه ندهی و استوار بمانی؛ یعنی هیچ چیز نتواند بنیاد تو را بلرزاند. نه پرسشی، نه شکی، نه شبههای مسیرت را منحرف نکند. باران را بنگر؛ میان برگهای بلند و برگهای پایین، فرقی نمیگذارد. آب را به همگان میرساند. خورشید را ببین که نور خود را بیدریغ به برگهای کوچک و بزرگ، به شاخههای کوتاه و بلند میرساند. یا خود درخت را نظاره کن که آنچه میگیرد، منصفانه میان شاخهها، برگها، گلها و میوهها تقسیم میکند. عدل یعنی همین؛ یعنی هر چیز در جای خویش باشد. نه ستمی بر بالادستی، نه بیمهری به فرودست. هر کس، بهرهٔ خویش را ببرد، به اندازهٔ نیاز، نه به قدرِ هوس. عدل یعنی باران باش، آفتاب باش، درخت باش؛ یعنی منصف و متوازن باش. این عدالت نیز، چون صبر، یکی دیگر از پایههای ایمان است. یعنی اگر کسی عادل نباشد، مؤمن نیز نخواهد بود. دانهای کوچک را تصور کن، در دل خاک، در تاریکی، در سرما و سختی؛ آرام نمیگیرد. آغاز میکند به نبرد؛ با سنگ، با خاک، با تاریکی. و آهسته آهسته جوانه میزند، قد میکشد، مسیر خود را میگشاید، به سوی نور میرود، به روشنایی، به حیات. دگرگون میشود. جهاد یعنی همین؛ یعنی برخاستن از دل دشواری، از دل تاریکی، از تنهایی، و جنگیدن. تسلیم نشدن، عقب ننشستن، رشد کردن، بالا رفتن. و نه یک بار، نه دو بار؛ هر روز، هر لحظه، باید با وسوسهها، با تنبلیها، با خستگیها مبارزه کنی. زندگی، چون خاک، سخت و سنگین است. اما اگر تو، چون دانه، تصمیم به پیکار بگیری، حتی از دل صخرههای تیره نیز میتوانی برویی، بشکفی، سایهگستر شوی، و بارور. این جهاد نیز، همچون صبر، یقین و عدل، یکی از ارکان ایمان است. نمیتوان مؤمن بود، بیجهاد. و جهاد، فقط در میدان جنگ نیست؛ بلکه جنگیدن با نفس است: با سستی، با غفلت، با بیتفاوتی. جهاد یعنی حرکت، یعنی همّت، یعنی بیخیالی ممنوع. جهاد یعنی پیکار؛ پیکار با خودت، با دنیای بیرون، با هر آنکس و هر آنچیز که بخواهد تو را از مقصدت بازدارد. جهاد یعنی پیوسته بجنگی، حتی زمانی که همه چیز بر خلاف میل تو پیش میرود. جهاد یعنی ایستادن برابر هر مانعی که بخواهد تو را زمین بزند. جهاد یعنی جنگیدن با چالشها، با سختیها، با هوای نفس. پس ایمان، فقط یک گفتهٔ ساده نیست؛ بناییست، ساختاریست بر چهار ستون محکم. اگر یکی از این چهار پایه بلرزد، سقف ایمان فرو خواهد ریخت. در نگاه امیرالمؤمنین، اگر میخواهی مؤمن باشی، باید این چهار حقیقت در زندگیات جاری باشد: صبر در برابر مشکلات، یقین در باور، عدالت در رفتار، جهاد در حرکت. از همین رو، زمانی که از امام علیهالسلام پرسیده شد که از ایمان بگو، فرمود: اَلْإِیمانُ عَلی أَرْبَعِ دَعائِمَ: عَلَی الصَّبْرِ، وَ الْیَقِینِ، وَ الْعَدْلِ، وَ الْجِهادِ یعنی ایمان، بر چهار ستون استوار است. ایمانی که بر چهار پایهٔ استوار بنا شده: صبر، یقین، عدل، جهاد. صبر، یعنی چون کوه ایستادگی کردن؛ چون درختی در برابر طوفان، که شاید خم شود، اما نشکند. یقین، یعنی باوری ژرف؛ همانند اطمینان به طلوع خورشید پس از شب تار، که تردیدی در آمدنش نیست، و دل آرام است. عدل، یعنی قرار داشتن هر چیز در جای شایستهاش؛ همانند تعادل طبیعت: روز و شب، گرما و سرما، تابستان و زمستان. نه افراط، نه تفریط. و جهاد، یعنی پویایی و تلاش؛ یعنی مبارزه برای خوب شدن، برای خوب ماندن. همانند دانهای که از دل خاک عبور میکند، به نور میرسد، رشد میکند و به درختی تنومند بدل میشود. پس ایمان، یعنی این چهار ستون را در کنار هم داشتن؛ همچون ساختمانی که اگر یکی از ستونهایش را برداری، سستی میگیرد و فرو میریزد. پس صبور باش، با یقین زندگی کن، عدالتپیشه باش و بجنگ؛ بجنگ با خودت، با نفست، با وسوسههایت، و با هرچه و هر که تو را از این راه بازمیدارد. نتیجهگیری: ایمان، صرفاً یک ادعا نیست؛ بناییست که با چهار ستون اصلی و عمیق پابرجا میماند: صبر، یقین، عدل، و جهاد. و اگر یکی از آنها فروریخت، بنای ایمان نیز فرو خواهد ریخت. برای پیادهسازی این حکمت در زندگی: هر روز تمرین شکیبایی کن؛ هنگام خشم، در انتظار، در رویارویی با دشواریها. باورهای درونیات را عمیقتر کن؛ با مطالعه، تفکر، نیایش و انس با قرآن. در رفتارهایت عدالت را پیشه کن؛ در خانه، در کار، در داوریها. با نفس خویش بجنگ؛ با تنبلی، با غفلت، با رها کردن هدفها. همیشه در مسیر رشد باش؛ حتی اگر هیچکس نبیند، چرا که خداوند میبیند. و ریشه که مستحکم شد، شکوفایی آغاز میشود. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





