پادگرد
کاور حکمت ۳۱ بخش چهارم
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۳۱ بخش چهارم

۷ مهر ۱۴۰۵ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

حکمت ۳۱ بخش چهارم وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ؛ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ [الْحِلْمِ] الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيداً آنچه از کلام امام علیه السلام فهمیده می‌شود: عدالت را چهار ستون استوار است که بر آن تکیه دارد و بدون آن، بنیاد جامعه و جانِ آدمی بر جای نمی‌ماند. نخست، فهمی ژرف که تنها در ظاهرِ کارها متوقف نمی‌شود، بلکه پرده از راز درون برمی‌دارد و به ریشه و نیت‌ها راه می‌یابد. دوم، دانشی روشن که غبار جهل را می‌زداید و حقیقت را چنان‌که هست می‌نمایاند؛ دانشی که در پرتو آن، انسان خیر را از شر، و راست را از ناراست بازمی‌شناسد. سوم، قضاوتی نیکو و سنجیده که بر پایه‌ی انصاف و عقل استوار است، نه بر موج احساس و میل. و چهارم، پایداری در بردباری و خویشتن‌داری که چون نگهبانی بیدار، عقل را از شتاب و زبان را از لغزش بازمی‌دارد. آن‌که با دقت و عمق بیندیشد، درهای دانایی بر او گشوده می‌شود؛ و چون به گوهر دانایی دست یابد، از چشمه زلال احکام و معارف دین سیراب می‌گردد و در تاریکی‌های شک و جهل، چراغ هدایت در دست دارد. و هر که بردباری را جامه خویش سازد، در تندباد حوادث نمی‌لرزد و در میان مردم، به بزرگی، وقار، و نیک‌نامی شناخته می‌شود. عدالت چنین است؛ نه فقط در داوری میان مردم، که در رفتار با خود نیز باید برپا شود. هر کس در درون خویش میان عقل و هوا، حق و میل، عدل را رعایت کند، جهان درونش آرام و استوار می‌شود، و از آن آرامش، عدالت در میان خلق می‌روید. واژه‌ها: العدل : انصاف، برابری، عدالت منها : از آن، از آن‌ها، از میان آن‌ها على : بر، روی، به أربع : چهار شُعب : شعبه‌ها، بخش‌ها، ارکان غائِصِ : غوطه‌ور، فرو رفته، غرق الفهم : فهم، درک، شناخت غورِ : عمق، ژرفا، درون العلم : علم، دانش، معرفت زهرَةِ : درخشش، درخشندگی، تابش الحكمِ : حکم، قضاوت، فتوا رسَاخَةِ : پایداری، استحکام، ثبات الحلمِ : بردباری، صبر، آرامش فمن : کسی که، هر کس که، آن که فهم : فهمیدن، درک کردن، شناختن علم : دانستن، آگاهی یافتن، فهمیدن غور : غور، عمق، بطن صدَرَ : صادر شدن، آغاز شدن، به وجود آمدن شرائع : شریعت، قوانین دینی، دستورات دینی الحلمِ : حلم، بردباری، شکیبایی لم : نه، هیچ‌گاه، هرگز يفرّط : کوتاهی می کند، اهمال می کند، غفلت می کند في : در، درون، در میان أمرِ: کار، وظیفه، مسئولیت عاشَ : زندگی کرد، زیست، بود في : در، به درون، در داخل الناسِ : مردم، انسان‌ها، جامعه حمیداً : ستوده، نیکو، خوش‌نام شرح: در یک باغچه، هم گل می‌روید و هم خار. ولی شما آیا بی‌طرفید؟ یعنی گل و خار را با یک چشم می‌بینید؟ هرگز! بلکه شما طرف گل را می‌گیرید، خار را از باغچه بیرون می‌کشید و می‌گویید: جای خار در باغچه نیست، خار باید در بیابان باشد. باغچه جای گل است، نه خار. و اینجاست که باغچه دیدنی می‌شود، نفس گل تازه می‌شود، شاداب می‌شود، جان می‌گیرد. و عدالت، دقیقاً همین است؛ یعنی هر چیز در جای خود باشد. یعنی گل در باغچه و خار در بیابان. پس، عدالت بی‌طرفی نیست؛ عدالت یعنی جانب گل را گرفتن. عدالت، ایستادن در کنار گل است، و گل همان حق است. پس باید طرف حق را گرفت. حال اگر حق در هر سمتی بود، آنگاه باید بی‌طرف بود؛ درست مانند باران. باران که می‌بارد، چه بر بام کاخ شاه و چه بر سقف کلبه‌ی فقیر، بی‌طرف است و بی‌تفاوت، و برای باران، شاه و گدا یکی‌ست. حال، امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید: این عدالت تحقق نمی‌یابد مگر با چهار چیز: اوّل، فهم است. تنها کسی می‌تواند عادل باشد که بفهمد؛ آن هم نه سطحی، بلکه عمیق. باید به درون ماجرا نفوذ کند، به عمق ماجرا برسد، زیر پوست حقیقت برود. باید خوب گوش بدهد، کمتر سخن بگوید، بیشتر بشنود، شتاب‌زده تصمیم نگیرد، هیجانی برخورد نکند. همانند غواصی که به عمق دریا فرو می‌رود، باید تا ته حقیقت، تا کنه حرف‌ها و نیت‌ها فرو برود. دوّم، علم است. یعنی داشتن دانش، آگاهی لازم و اطلاعات دقیق در زمینه‌ی موضوع مورد قضاوت. باید بداند چه چیز درست است و چه چیز نادرست؛ و باید بداند که قانون چه می‌گوید، عرف چه حکم می‌کند، منطق چه مسیری را نشان می‌دهد. فرد عادل نمی‌گوید «فکر می‌کنم این‌گونه است»، بلکه می‌گوید «می‌دانم این‌گونه است». سوّم، حکم است. هنگام داوری و صدور رأی، باید روشن، روان و شفاف حکم را صادر کرد؛ بی‌ابهام، بی‌پنهان‌کاری، بی‌دوپهلوگویی. نه خاکستری، نه مصلحت‌اندیشی بی‌مبنا، نه تعارف‌های بی‌جا، نه ضربه زدن به انصاف. حکم باید قاطع باشد، محکم، بی‌لرزش و با وضوح کامل. چهارم، حلم است. و اینجاست که کار دشوار می‌شود. چراکه هر حکمی که صادر می‌شود، خواه‌ناخواه یک طرف محکوم می‌گردد. محکوم گاه ناسزا می‌گوید، گاه تهمت می‌زند، گاه برچسب ناروا می‌زند. همانند همان بوته‌ی خاری که وقتی از باغچه کنده می‌شود، ممکن است دست و جامه شما را زخمی کند. اما شما نباید بلرزید، نباید به خشم بیایید. باید صبور باشید، آرام بمانید، خونسردی‌تان را حفظ کنید. به جای فریاد، لبخند بزنید. به جای دعوا، سکوت کنید. به جای انفجار، بردباری پیشه سازید. حِلم یعنی دل‌تان نسوزد وقتی کسی قدرتان را نمی‌داند. یعنی دستان‌تان نلرزد وقتی شما را متهم می‌کنند. یعنی از عدالت کوتاه نیایید، فقط چون دیگران خوششان نمی‌آید یا پذیرای آن نیستند. پس، عدالت سفری‌ست با چهار منزل: آغازش با فهم، ادامه‌اش با علم، پیش‌روی‌اش با حکم، و ماندگاری‌اش با حلم است. به‌عنوان نمونه، معلمی را تصور کنید که در کلاس نشسته است. دو دانش‌آموز با یکدیگر درگیر شده‌اند. یکی می‌گوید آن دیگری او را زده و آن یکی می‌گوید اولی آغازگر درگیری بوده. حالا معلم باید قضاوت کند و عدالت را در داوری رعایت کند. اگر شتاب‌زده تصمیم بگیرد، یا فقط به سخن یکی از آنان گوش بسپارد، چه خواهد شد؟ اگر نداند اصل دعوا از کجا آغاز شده، چه؟ اگر بخواهد دل هر دو را به‌دست آورد و بگوید: «هر دوی شما مقصرید»، چه پیامدی خواهد داشت؟ و از همه دشوارتر، اگر یکی از دانش‌آموزان پس از اعلام حکم، از معلم برنجد، فحاشی کند، قهر کند یا لج کند، آیا معلم باید از کوره در برود؟ باید تسلیم شود؟ باید برای حفظ سکوت کلاس، بی‌عدالتی کند؟ نه، امیرالمؤمنین می‌گوید: معلم اگر می‌خواهد عادل باشد، باید چهار ویژگی را داشته باشد: اوّل، خوب بفهمد چه رخ داده؛ دوّم، بداند چه درست است؛ سوّم، قضاوتی شفاف و روشن ارائه دهد؛ و چهارم، صبوری و بردباری پیشه کند، آرام بماند، و خشمگین نشود. بر همین اساس، امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «وَ العَدْلُ مِنْها عَلى أَرْبَعِ شُعَبٍ» عدالت بر چهار شاخه استوار است؛ چهار ریشه دارد. یعنی اگر این چهار ویژگی را داشته باشی، به مسیر عدالت راه یافته‌ای: نخست: عَلى غائِصِ الفَهْمِ — فهمی ژرف و عمیق یعنی فرد باید مسئله را به‌درستی و از عمق درک کند. دوّم: وَ غَوْرِ العِلْمِ — نفوذ در ژرفای دانش باید به دانشی جامع، عمیق و همه‌جانبه در آن حوزه مسلط باشد. مثلاً اگر اختلافی میان مالک و مستأجری وجود دارد، نخست باید سخن هر دو را بشنود و سپس با قوانین حقوقی مرتبط با مالکیت و اجاره به‌خوبی آشنا باشد. سوّم: وَ زُهْرَةِ الحُكْمِ — صدور حکمی روشن و شفاف، بدون ابهام، بی‌پیرایه، با شجاعت و صراحت کامل. چهارم: وَ رَساخَةِ الحِلْمِ — بردباری و حلمی ریشه‌دار یعنی بردباری و حلم در تار و پود جان و روح او جاری باشد؛ از ژرفای جانش بجوشد. سپس حضرت می‌فرمایند: فَمَنْ فَهِمَ غَوْرَ العِلْمِ؛ هرکه فهمی درست و عمیق داشت، و فهمیده داوری کرد، ژرفای دانش را پیدا می‌کند؛ یعنی خداوند او را با حقایق بیشتری آگاه می‌کند؛ درست مثل فرزند دولتمندی که از داشته‌های خود کمالِ حُسن استفاده را می‌کند، و اینجاست که پدر، او را برخوردارتر خواهد نمود. وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ العِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرائِعِ الحُكْمِ؛ و کسی که از علم و آگاهی فراوانی برخوردار شد، از سرچشمه‌های ناب داوری، سیراب بیرون خواهد آمد؛ یعنی چنین قضاوتی که ریشه در علم و آگاهی داشته باشد، برای او مانند آب، مایه‌ی حیات و طراوت و سرزندگی است. و نیز فرمودند: وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِی أَمْرِهِ؛ و هرکه بردباری پیشه کند، و پس از داوری، صبر و تحمل نشان دهد، و از سرزنش‌ها نهراسد، از تهمت‌ها نلرزد، در کار خود کوتاهی نکرده، بلکه حق را تمام و کمال ادا کرده است. و چنین فردی، حقیقتاً عادل است. و نتیجه‌اش آن است که: عاشَ فِی النّاسِ حَمیداً؛ در میان مردم، ستوده و محبوب و محترم و مغتنم خواهد بود. و به خاطر رأی پخته‌اش، قضاوت عاقلانه‌اش، داوری منصفانه‌اش، و تصمیم درست و سنجیده‌اش، همه او را تحسین خواهند کرد. نتیجه‌گیری: عدالت، صرفاً بی‌طرفی نیست؛ بلکه آگاهانه و مسئولانه در کنار حق ایستادن است. و این، تنها با چهار خصلت به دست می‌آید: فهم عمیق، علم دقیق، حکم روشن و حلم استوار. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. قبل از قضاوت درباره‌ی هر مسئله‌ای، به‌جای واکنش سریع، لحظه‌ای مکث کرده و تلاش کن عمق ماجرا را بفهمی. ۲. هرجا خواستی نظر بدهی، مطمئن شو اطلاعات و دانش کافی در آن زمینه داری. ۳. شفاف، بی‌طرف و بدون تعارف نظر بده، حتی اگر به مذاق اطرافیان خوش نیاید. ۴. وقتی مخالفت یا نقدی شنیدی، آرام بمان، دلگیر نشو، و به‌جای دفاع عجولانه، در سکوت استقامت کن. ۵. عدالت را در خانواده، محل کار، کلاس درس، گروه دوستان و حتی در قضاوت‌های درونی‌ات تمرین کن. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.