

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
خوبی را فریاد بزن! حکمت ۳۱ بخش پنجم وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ؛ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ [الْمُنَافِقِينَ] الْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. آنچه از کلام امام علیه السلام فهمیده میشود: جهاد، چهار شاخه دارد، و هر شاخهاش نشانیست از بیداری دل و غیرت ایمان. نخست، فرمان به نیکی است؛ آنکه مردم را به کار نیک فرا میخواند، در حقیقت چراغی در دست گرفته تا راه را برای مؤمنان روشن کند. او تنها زبان به خیر نمیگشاید، بلکه روحی است که جانها را بیدار میکند و امید را در دلها زنده نگه میدارد. چنین کسی یاوری شایسته برای اهل ایمان است، چون یاد خدا را در میان غفلتها زنده میکند. دوم، بازداشتن از بدی است؛ کسی که مردم را از زشتیها بازمیدارد، در واقع دست شیطان را از دلها کوتاه میکند. او با هر نهی از منکر، پردهای از چهره نفاق میدرد و بینی منافقان را به خاک میمالد. سکوت در برابر فساد، رضایت است، و سخن گفتن از حق، آغاز نبردی درونی و بیرونی با باطل. سوم، نبرد در راه دین است؛ جنگی نه فقط با شمشیر، که با ایمان، با صبر، با پایداری. آنکه در راه خدا میجنگد، چه در میدان نبرد و چه در میدان نفس، تکلیف خود را نیکو انجام داده است. او جان را در طبق اخلاص میگذارد و در ازایش، آرامش ابدی را میخرد. و چهارم، دشمنی با فاسقان است؛ یعنی دل بستن به حق و گسستن از هر چه رنگ باطل دارد. آنکه برای خدا خشم میگیرد و در برابر ستم، خاموش نمیماند، در قیامت خشنودی پروردگار را به دست خواهد آورد. زیرا خشم مقدس او نشانهی عشق است، عشقی که برای پاکی و عدالت میجوشد. جهاد تنها در میدان جنگ نیست؛ در میدان دل است، در میدان اندیشه، در میدان جامعه. هر که اهل جهاد باشد، بیدار است، و هر که بیدار بماند، زمین از وجودش آباد میشود. واژه ها: وَ: و، همچنین، نیز الْجِهَادُ: جهاد، پیکار، تلاش مِنْهَا: از آن، از جملهاش، بخشی از آن عَلَى: بر، بر پایهی، بر اساس أَرْبَعِ: چهار شُعَبٍ: شاخه، بخش، رکن عَلَى: بر، بر اساس، بر پایهی الْأَمْرِ: فرمان، دستور، توصیه بِالْمَعْرُوفِ: نیکی، کار خوب، کار پسندیده النَّهْيِ: نهی، بازداشتن، جلوگیری عَنِ: از، دربارهی، نسبت به الْمُنْكَرِ: زشتی، کار بد، ناپسند الصِّدْقِ: راستی، صداقت، راستگویی فِي: در، درون، میان الْمَوَاطِنِ: موقعیتها، صحنهها، جایگاهها شَنَآنِ: دشمنی، نفرت، بیزاری الْفَاسِقِينَ: فاسقان، گناهکاران، بدکاران فَمَنْ: پس هرکه، آنگاهکه، کسیکه أَمَرَ: فرمان داد، توصیه کرد، امر کرد بِالْمَعْرُوفِ: به نیکی، به خوبی، به کار پسندیده شَدَّ: محکم کرد، استوار ساخت، تقویت کرد ظُهُورَ: پشتها، تکیهگاهها الْمُؤْمِنِينَ: مؤمنان، دینداران، باورمندان مَنْ: کسیکه، هرکس، آنکه نَهَى: نهی کرد، بازداشت، منع کرد عَنِ: از، دربارهی، نسبت به الْمُنْكَرِ: بدی، زشتی، کار ناپسند أَرْغَمَ: خوار کرد، به خاک مالید، تحقیر کرد أُنُوفَ: بینیها، غرور، تکبر الْكَافِرِينَ: کافران، بیدینان، منکران مَنْ: کسیکه، هرکس، آنکه صَدَقَ: راست گفت، صادق بود، درستکار بود فِي: در، هنگام، میان الْمَوَاطِنِ: موقعیتها، جایگاهها، صحنهها قَضَى: انجام داد، ادا کرد، به پایان رساند مَا: آنچه، هرچه عَلَيْهِ: بر او، بر دوش او، به عهدهی او مَنْ: کسی که، هر کس، آنکه شَنِئَ: بیزار بود، دشمنی کرد، نفرت داشت الْفَاسِقِينَ: فاسقان، گناهکاران، بدکاران غَضِبَ: خشمگین شد، برآشفت، غضب کرد غَضِبَ: خشم گرفت، برآشفت، خشنود نشد اللَّهُ: خدا، پروردگار، آفریدگار لَهُ: برای او، به سود او، در حمایت او أَرْضَاهُ: خشنودش کرد، راضیاش ساخت، دلخوشش نمود يَوْمَ: روز، زمان، هنگام الْقِيَامَةِ: قیامت، رستاخیز، روز واپسین شرح: یک دانه چرا درخت میشود؟ چون با خاک، با خاک سخت، با خاک فشرده، با سنگهای مسیر، با موانع دیگر سخت مقابله و مبارزه میکند و لحظهای آرام و قرار ندارد. در نتیجه، قد میکشد، بالا میکشد و به نور میرسد، و به روشنی و به روشنایی. و این فرایند از دانه به درخت، نماد حقیقتی است به نام جهاد. جهاد، در کلام أمیرُ المُؤمِنینَ، یعنی از دانه به درخت شدن. آدمی عین یک دانه است؛ دانهی وجود آدمی قد نمیکشد و درختی تنومند و تناور نمیشود، آسمانی نمیشود و به نور و روشنایی نمیرسد، مگر با جهاد، با مجاهدت، با تلاش، با کوشش در عرصهها و زمینههای مختلف. که آن عرصهها را به چهار بخش تقسیم میکند. در حقیقت، این چهار بخش، بالهای جهاد محسوب میشوند. لذا فرمود: وَالجِهادُ مِنْها عَلى أَرْبَعِ شُعَبٍ. و اولین آنها فرمود: عَلَى الأَمْرِ بِالمَعْرُوفِ. أمرُ بِالمَعروفِ یعنی خوبی را گفتن، خوبی را نشان دادن، خوبی را جار زدن. یعنی دست گرفتن، راه نشان دادن، دلگرم کردن، امید بخشیدن، چشمها را باز نمودن. أمرُ بِالمَعروفِ یعنی باید بگویی، باید یاد بدهی، باید تشویق کنی، باید تعریف کنی، باید هدایت کنی، باید خوبی را توی چشمها بیاوری، باید چراغ راه باشی و نگذاری خوبی گم شود، نگذاری دلها یخ بزند، نگذاری خوبی فراموش و خاموش شود. البته شیوه هم باید مَعروف باشد؛ یعنی با شیوهی مُنکَر و زشت نمیشود کاری خوب و معروف را جا انداخت. شما حافظ را ببین؛ وقتی میخواهد از یک مُنکَر و زشتی نهی کند، به چه زیبایی نهی میکند. میخواهد بگوید با رفیق ناباب ننشین، با رفیق ناباب نگرد، اما ببین چگونه میگوید: نازنینی، چو تو پاکیزهدل و پاکنهاد بهتر آن است که با مردمِ بد ننشینی اول، چه شأن و شرافتی به حریف میدهد و بعد هم نمیگوید باید، همین است و جز این نیست، بلکه میگوید: خوبتر این است، بهتر این است. یا در پاسخ کسی که گفته بود حافظ پنهانی شراب میخورد، ببینید هیچ پرخاش نکرد، هیچ ناسزا نگفت، چه نرم، چه مخملوار او را از این مُنکَر نهی کرد. میگوید: یک عزیزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب ای عزیز من، نه عیب آن به که پنهانی بود نمیگوید "تو دروغ میگویی"، "تو دروغگو هستی"، "تُهَمت میزنی"، "بُهتان میزنی"، بلکه یک نصیحت میکند. میگوید: ببین، اگر کسی میخواهد عیبی هم مرتکب شود، حداقل باید پنهانی باشد. تو میگویی من پنهانی شراب مینوشم، باز پنهانی که بهتر است از علنی و آشکارا. پس تو هم عیب مرا پنهانی، به خودم بگو، آشکارا نگو. و هرکس اینچنین أمرَ بِالمَعروفِ کند، در نگاه أمیرِ المُؤمِنینَ، دانهای است که درخت میشود. و البته درخت شدن، مُجَاهَدَت میطلبد، سعی و کوشش میطلبد؛ یعنی به این سهولت و آسانیها هم نیست. سختیها و مرارتهای خود را دارد. لذا یکی از اقسام جهاد میشود. و دومین قسم آن، نَهْيٌ عَنِ المُنْكَرِ یعنی ایستادن، یعنی سد شدن برابر زشتی، برابر پلیدی؛ اخم کردن، چهره درهم کشیدن. یعنی باید حرف بزنی، باید سکوت را بشکنی، باید جلو بروی، بایستی، حتی اگر تنها باشی. نَهْيٌ عَنِ المُنْكَرِ یعنی نه گفتن؛ نه به فساد، نه به ظلم، نه به دروغ، نه به بیرحمی، نه به زخم زبان زدن، نه به ریا، نه به فریب، نه به تظاهر، نه به بیانصافی. نَهْيٌ عَنِ المُنْكَرِ یعنی نگذار زشتی ریشه بزند، نگذار زشتی ریشه بدواند. اگر چنین کنید، دانهای هستید که درخت میشود، یعنی روزی تعالی پیدا میکنید، آسمانی میشوید، قد میکشید، رشد میکنید، بالنده میشوید، بالا میروید. و سومین بال آن: وَالصِّدْقُ فِي الْمَوَاطِنِ، صداقت و راستی در همهی موقعیتها، در همهی شرایط؛ حتی وقتی که خطر دارد، درد دارد، هزینه دارد. باید نسبت به صداقت وفادار باشی، یعنی توی سختیها آن را رها نکنی تا زیر دست و پا شود. یعنی جایی که همه دروغ میگویند، تو راست بگو؛ جایی که همه میپیچانند، تو نپیچان؛ جایی که همه رنگ عوض میکنند، تو همان باش که هستی؛ جایی که همه نقاب دارند، تو بینقاب باش و بینقاب بمان. فریب نده، شفاف باش، روشن باش، صاف و صادق باش، رو باش. و چهارمین بال آن هم فرمود: وَشَنَآنُ الفَاسِقِينَ یعنی فاصله گرفتن از آدمهایی که از مدار دین خارج میشوند. یعنی دل کندن و دل بریدن، حتی از نزدیکترین کسان و عزیزترین کسان خود، وقتی که از چارچوب دین خارج میشوند. هرچند اگر روزی عزیز بودند و صمیمی بودید، اما وقتی حق را زیر پا میگذارند، دیگر وقت آن است که جدا شوید. وقت آن است که ببرید. وقت آن است که دل بکنید، حتی اگر با درد، با اشک، با حسرت. ولی لازم است، ولی واجب است، ولی ضروری است. بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش سخت باشد، ولی باید کرد. درد باشد، ولی باید گذشت. دلتنگی بیاید، ولی باید رفت. و همین است که از دانهی وجود آدمی، درخت میسازد. پس جِهَادٌ در نگاه أمیرِ المُؤمِنینَ یعنی دل دادن، دل کندن، سوختن، ساختن. یعنی گفتن، و نه گفتن، و راست گفتن. جِهَادٌ یعنی مردانگی، شرافت، یعنی پای اعتقادات ایستادن. یعنی اگر دنبال رشدیم، اگر دنبال نوریم، باید بجنگیم، باید بسوزیم، باید بسازیم. و البته این سخت است، تلاش خود را دارد، اما بدون تلاش دانهای خواهیم بود که درخت نمیشود. حتی دانه هم نمیماند، بلکه میپوسد. و در ادامه إمامٌ علیهِ السَّلام فرمود: فَمَنْ أَمَرَ بِالمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ المُؤْمِنِينَ هر کسی خوبیها را جار زد، خوبیها را هوار کرد، رواج داد، چنین کسی جان میدهد، جرأت میدهد به اهل ایمان. دلهای اهل ایمان را قرص میکند، محکم میکند، گرم میکند. روح تازهای در تن آنها میدمد، شک را از آنها دور میکند، ترس را میسوزاند. وَمَنْ نَهىٰ عَنِ المُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ المُنَافِقِينَ هر که زشتیها را نهی کند، نهیب بزند، بکوبد، پوزهی نفاق را به خاک مالیده. بیصدا ولی کاری، بیسلاح ولی برنده، بیجنگ ولی پیروز. و خلاصه دل بدکاران را با این کارش میلرزاند. وَمَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَىٰ ما عَلَيْهِ و هر که در خطر، در ترس، در شلوغی، راست بماند، صادق بماند، وظیفهاش، تکلیفش، قرضش را ادا کرده. شبها راحت میخوابد، روزها با سر بالا راه میرود؛ چون لیز نخورده، نلرزیده، نترسیده، حق گفته، حق مانده. وَمَنْ شَنِئَ الفاسِقِينَ وَغَضِبَ لِلَّهِ، غَضِبَ اللَّهُ لَهُ، وَأَرْضَاهُ يَوْمَ القِيَامَةِ و کسی که از آدمهای فاسق، از گناهکاران، از بیقیدها، از بیحیاها بدش آمد، از ته دل، از روی غیرت، از برای خدا، و از روی درد و فقط از عشق به پاکی، نه از روی کینه، نه از روی عقده، نه از روی حسادت یا حساب و کتاب. خدا پشتش است، خدا پشتیبانش است، خدا همراهش است، و خدا روز حساب راضیاش میکند، و در آن روز خدا دلش را شاد میکند، لبش را خندان میکند، دلش را پر از امید میکند و چهرهاش را پر از نور میکند. و دیگر نه بدهکار، نه شرمنده، نه خجالتزده. و خدا به خاطر او خشم میگیرد، به عشق او غضب میکند، و نمیگذارد کسی به او نگاه چپ کند. نتیجهگیری: در نگاه أمیرالمؤمنین علیهالسلام، جهاد تنها شمشیر کشیدن و میدان نبرد نیست، بلکه یک سیر درونی و مبارزهی پیوسته با تاریکیهای درون و بیرون است؛ از دانه بودن تا درخت شدن، از سکوت تا صراحت، از مصلحتاندیشی تا راستی، از دلبستگی تا دلکندن. این جهاد، ریشه در چهار شاخه دارد: گفتن خوبی، نهی از بدی، صداقت در بحران، و بیزاری از فسق. هر کسی این چهار بال را بگشاید، از زمین بلند میشود و به آسمان میرسد. برای پیادهسازی این حکمت در زندگی: ۱. خوبی را آشکار کن، حتی کوچکترینش را یعنی اگر دیدی کسی کار خوبی کرد، بگو. تشویق کن. تعریف کن. در جمع، زیباییها را بازتاب بده؛ چون امید میآفریند. ۲. در برابر زشتیها بیتفاوت نباش بیاحترامی، دروغ، ظلم، ریا یا تحقیر... هرجا دیدی، در حد توانت اعتراض کن. حتی یک نگاه نارضایتی، یا سکوتی آگاهانه میتواند تأثیرگذار باشد. ۳. صداقت را حتی در سختترین موقعیتها نگه دار گاهی هزینه دارد، ولی در نهایت آرامش و عزت برایت خواهد آورد. نترس از راستگویی، چون خدا با راستگویان است. ۴. با فسق و فریب صمیمی نشو رفاقت با گناه، بهتدریج دل را تیره میکند. اگر کسی دائم حق را زیر پا میگذارد و از خدا نمیترسد، از او فاصله بگیر. این فاصله، محافظ روح توست. ۵. جهاد را محدود به نبرد ندان؛ خودسازی بزرگترین میدان است هر روز و هر ساعت، فرصتی است برای رشد؛ برای بهتر شدن، برای نه گفتن به بدی و بله گفتن به نیکی. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





