پادگرد
کاور حکمت ۳۲ بخش دوم
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۳۲ بخش دوم

۱۵ مهر ۱۴۰۵ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ. امیر گل‌ها که درود خدا بر او باد فرمود: کسی که کار بد می‌کند، خود از آن کار بدتر است. واژه‌ها: وَ: و، همچنین، همین‌طور فَاعِلُ: انجام‌دهنده، کسی که انجام می‌ده، مرتکب الشَّرِّ: کار بد، بدی، شرارت شَرٌّ: بدتر، شرورتر، خبیث‌تر مِنْهُ: از آن، نسبت به آن شرح: زهر مار بد است، اما مار بدتر؛ نیش عقرب بد است، اما عقرب بدتر. چرا؟ چون اگر زهری‌ست و یا نیشی، به خاطر همان مار و عقرب است. و چون مار و عقربی هست، زهر و نیشی هم هست. وانگهی، زهر و یا نیش یک‌بار است و تمام می‌شود؛ اما مار... اما زهر مدام، این زهر و این نیش را تولید می‌کنند. حال در نگاه وجود نازنین امیرالمؤمنین (ع)، آدمی که فاعل شر باشد، عامل شر باشد، یعنی شر و شرارتی به پا کند، یعنی بد باشد و بدی کند، خود مثال آن مار و یا عقرب را دارد؛ و شر او و کار بد او، مثال همان نیش و زهر را دارد. در محاورات خود هم می‌گوییم که: «فلانی زهرش را ریخت» یعنی چه؟ یعنی او مار است. یا «نیشش را زد» یعنی فلانی عقرب است. حال امیرالمؤمنین می‌گوید: چنین کسی، خودش از کارش به مراتب بدتر است. چرا؟ چون کار او یک‌بار است و تمام می‌شود؛ اما خود او که تمام‌شدنی نیست، مدام آن کار را تکرار و تکرار می‌کند، پس خیلی بدتر است. از این گذشته، آدم بد می‌تواند کار بد را توجیه کند و بدیِ بزرگ و بزرگ‌تری مرتکب شود. و اساساً، یک عمل بد فقط یک اتفاق است؛ اما آدم بد می‌تواند برایش دلیل‌تراشی کند و موجب شود هزاران بار اتفاق بیفتد و دیگران را هم به بدی بکشاند و چرخه بدی را ادامه دهد. در نگاه امام (ع)، آدم سرچشمه است و عمل فقط نتیجه. مثلاً اگر یک چاقو روی میز باشد، خطری ندارد؛ ولی اگر همین چاقو دست یک آدم بد بیفتد، خطرناک می‌شود. یعنی خطر واقعی در انسان است، نه در ابزار یا حتی خود عمل. از این رو فرمود: «فَاعِلُ الشَّرِّ» یعنی انجام‌دهنده کار شر، کار بد، «شَرٌّ مِنْهُ» بدتر است از خود آن. ممکن است بگویی: امیرالمؤمنین با این حکمت چه می‌خواهد بگوید؟ ببین، می‌خواهد بگوید: شاخه‌ها را بگذار، ریشه‌ها را بچسب. می‌خواهد بگوید: خود را با شاخه‌ها شاخ به شاخ نکن! درگیر نباش! که در این صورت، بیشتر می‌شوند که کمتر نه؛ درست مثل شاخه‌های درخت که اگر شما بریدی، کمتر نخواهد شد و سال بعد، بیشتر و بیشتر است. پس، ریشه‌ها را باید هدف گرفت. بله، یک وقت هست که شاخه‌ای مزاحم است، در آن‌جا بی‌رحمانه قطع و قیچی کن! به عنوان مثال، بی‌حجابی در جامعه شر است و حکایت شاخه را دارد؛ نباید با این شاخه درگیر شد، وگرنه تکثیر خواهد شد، بیشتر می‌شود که کمتر نه، باید رفت سراغ ریشه‌ها. اگر فقر است، باید ریشه‌کن کرد؛ اگر اوضاع معیشتی و فشار اقتصادی است، باید اصلاح کرد؛ اگر کمبود آموزش و آگاهی است، باید به همان همت گمارد؛ اگر اثر فضای مجازی است، باید تدبیر کرد؛ اگر سیاست‌های غلط فرهنگی است، باید طرحی نو در انداخت؛ اگر نبود الگوهای خوب و الهام‌بخش است، نباید دست روی دست گذاشت. درست همان حقیقتی که امیرالمؤمنین (ع) در جنگ به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: «ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ»؛ پسرم، نگاهت را به انتهای لشکر بدوز. و این یعنی چه؟ یعنی تمام تمرکزت روی سربازهای پیش‌رو که شاخه‌ها هستند نباشد، خود را فقط با آن‌ها درگیر نکن و آن‌ها را در حد یک مانع ببین و کنار بزن؛ اما خودت را به اتاق جنگ برسان، به فرماندهان، به کسانی که این سربازان را پیش فرستادند. اگر آن‌ها متلاشی شوند، این‌ها خودبه‌خود از هم می‌پاشند. حال، در جنگ فرهنگی هم قصه از همین قرار است. باید تمام تمرکز روی اتاق فکر باشد و روی عوامل. اگر فقط با نشانه‌ها و ظاهرها بجنگیم، همیشه عقب‌ایم؛ باید به سراغ سرچشمه‌هایی که این رفتارها را تولید می‌کنند برویم، چون بعضی‌ها هستند، در پشت صحنه‌اند و فکر می‌کنند و برنامه‌ریزی می‌کنند و مسیر جامعه را می‌سازند. آن‌ها را باید هدف گرفت... هدف گرفت. به هر حال، کار بد آتش است و بدکار آتش‌افروز؛ و آتش را البته باید خاموش کرد، اما آتش‌افروز را نباید از یاد برد، خطر او خطیرتر و خطرناک‌تر است. و این، حقیقتی‌ست که حتی حیوانات و جانوران هم به‌خوبی بر اساس غریزه‌ای که دارند می‌فهمند. شما با یک چوب، لانه یک زنبور را خراب کن؛ زنبورها از چه آسیب دیدند؟ از چوب! ولی با چوب هیچ کاری ندارند و مستقیم سراغ خود شما خواهند آمد، چون آن‌ها خوب می‌فهمند که چوب شر است، اما شما فاعل شر، و فاعل شر از شر بدتر است. یا سنگی را بردار و به سمت سگی پرتاب کن؛ سگ اگرچه از آن سنگ زخم خورده و آسیب دیده است، اما با آن هیچ کار ندارد و مستقیم به سراغ شما می‌آید، چون سنگ را شر می‌بیند و شما را فاعل شر. نتیجه اینکه: وقتی با یک آسیب اجتماعی روبرو می‌شوی، از خودت بپرس: چه کسی دارد این آتش را روشن نگه می‌دارد؟ چه نهادی، چه رسانه‌ای، چه گروهی یا حتی چه تفکری پشت این ماجراست؟ دوم: به جای فقط نصیحت و تذکر دادن، راه حل بساز. برای فقر، برای جهل، برای کمبود الگو. نصیحت خالی، مثل ریختن آب روی شن داغ است. زیبایی نگاه امام علی (ع) این است که ما را از سطح به عمق می‌برد. به ما می‌آموزد که: «با موج‌ها نجنگ، ریشه‌های طوفان را پیدا کن.» «با شاخه‌های آفت‌زده درگیر نشو، ریشه بیمار را شفا بده.» و مهم‌تر اینکه: گاهی لازم است به جای مبارزه مستقیم، زیربنای اجتماعی را تغییر بدهی. یعنی اگر فضای فرهنگی غلط است، فقط با افراد درگیر نشو؛ فضای بهتر بساز، فضای آلوده را پاک کن. مردم خودشان راه را پیدا می‌کنند. این نگاه، یک نگاه انسانی و اصلاح‌گرانه است. به جای این‌که فقط مجازات‌گر باشیم، تحلیل‌گر و درمان‌گر می‌شویم. یادمان باشد: دشمن واقعی همیشه در خط مقدم نیست؛ گاهی در سایه‌هاست، در ذهن‌ها، در باورها، در سیاست‌ها. اگر آنجا را نبینی، همیشه با شاخه‌ها درگیری و هرگز به ریشه نمی‌رسی. برای پیاده سازی این حکمت در زندگی: خودشناسی: ببین کجاها فقط دنبال پاک‌کردن نشانه‌ها هستی و ریشه را رها می‌کنی. مثلاً وقتی عصبی می‌شوی، به جای فقط ساکت‌کردن خودت، ببین عصبانیت از کجا می‌آید؛ خستگی؟ توقع بی‌جا؟ بی‌برنامگی؟ اصلاح سرچشمه‌ها: وقتی متوجه می‌شوی یک ویژگی منفی داری (مثلاً حسادت یا خشم)، به جای فقط سرکوب کردن آن، دنبال علتش برو. مثلاً شاید مقایسه‌کردن زیاد خود با دیگران علت حسادتت باشد. مسئولیت‌پذیری: بدان که رفتار تو مثل زنجیر به دیگران وصل می‌شود؛ اگر با فرزندت، همکارت یا دوستت بدرفتاری کنی، احتمالاً او هم این بدی را به دیگران منتقل می‌کند. پس رفتار بدت فقط یک اشتباه شخصی نیست، بلکه می‌تواند یک شبکه از خطا بسازد. شناخت عوامل پنهان: قبل از قضاوت درباره بدی‌های اجتماعی (مثلاً اعتیاد، بی‌حجابی، دروغ‌گویی)، بپرس چه عواملی پشت صحنه هستند: فقر؟ نبود آموزش؟ فشار اجتماعی؟ دوری از قضاوت سطحی: وقتی کسی خطا کرد، به جای سریع قضاوت‌کردن و کنارزدنش، سعی کن بفهمی چرا این کار را کرده. تمرکز بر تغییر محیط: به جای فقط نصیحت‌کردن دیگران، محیط را تغییر بده. مثلاً اگر در محیط کارت بی‌نظمی هست، فقط تذکر نده؛ شاید با تنظیم فرآیندها و قوانین ساده بتوانی نظم را جا بیندازی. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.