

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مورچه کوچولو دوست داشت زود بزرگ شود وهمراه خواهر وبرادرهاش به صحرا برود ودانه جمع کند یک روز که خواهر وبرادرهایش خواستند به صحرا بروند از آنها خواست که اورا هم ببرند اما آنها گفتند تو خیلی کوچک هستی وزود هست که ما تو را با خود ببریم اما او اصرار کرد وآنها گفتند باید قول بدهی که از ما جدا نشی وتنها نروی ولی مورچه کوچولو که خیلی خوشحال بود وخیلی تند میرفت از خواهر وبرادرها جدا شد وبقیه ماجرا نوشته اسدااله شعبانی قصه گو : آزاده ضابطی ادیت : آتنا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





