

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مورچه پرکار و زحمتکشی بود که همیشه کار میکرد، دانه جمع میکرد به دیگران کمک میکرد، خانه میساخت. خلاصه روزی نبود که دست به کاری نزند. روزی از روزها که داشت تکه چوبی را برای ساختن خانهاش میبرد باران تندی گرفت. مدتی باهمان وضع به راهش ادامه داد؛ اما وقتیکه دید باران بهتندی میبارد، دنبال سرپناهی میگشت. برای همین به اطرافش چشم انداخت، یک دور که زد، چشمش به یک قارچ افتاد شکلش مانند چتر بود. قارچ خیلی کوچک بود ولی هر طوری بود خودش را زیر آنجا داد باران خیلی تند بود و مورچه با خیال راحت زیر قارچ نشسته بود تا باران بند بیاید.و ادامه ماجرا قصه گو :آزاده ضابطی ادیت :آتنا داستان بسیار با احساس و شاد همراه با ترانه های زیبا مناسب گروه سنی الف و بقیه گروه ها پیشنهادی (حتما گوش کنید)
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





