

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در یک روستا پیرزن وپیرمردی بودند که با هم زندگی میکردند اونا یه مزرعه داشتند که در آن کشاورزی میکردند واونا توی خونه شون تعدادی حیوان خانگی هم داشتند یک روز که پیرمرد به سر مزرعه رفته بود وپیرزن هم مشغول کارهای خانه ورسیدگی به حیوانات ورسیدگی به آنها بود ناگهان پیرزن برایش اتفاقی افتاد وبه زمین افتاد و حیوانات سعی کردند با همفکری هم پیرزن را نجات دهند نویسنده : اسدالله شعبانی قصه گو :آزاده ضابطی ادیت : آتنا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




