

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
یک روز گرگ خاکستری بعد از آنکه خرگوشی را گرفت وشکمی از عزا در آورد پیش خود گفت :این خرگوشهای نیم وجبی اصلا مرا سیر نمیکنند ۰ باید برای گیر آوردن غذا فکر بهتری بکنم ورفت ورفت تا به دره ای رسید وسر وصداهای عجیبی از ته دره به گوشش خورد ونزدیگتر رفت وگوشش راتیز کرد ومتوحه شد که حیواناتی اینجا هستند ودارند حرف میزنندویکی میگفت بع ،بله باید از اینجا بریم ودیگری میگفت : مع ، معلومه باید جای بهتری بریم وادامه ماجرا نویسنده :اسدالله شعبانی قصه گو : آزاده ضابطی ادیت :آتنا مناسب گروه سنی بوج توجه والدین عزیز: در این داستان شخصیت منفی یعنی گرگ وجود دارد با توجه به عواطف و روحیه کودک خود این داستان را انتخاب کنید
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




