

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در باغ سبز وزیبایی طوطی رنگارنگی زندگی میکرد وهر روز روی بلندترین درخت باغ مینشست وپرهای رنگارنگش را جلوی نور آفتاب باز میکرد پرهای زیبایش مثل رنگین کمان در آفتاب میدرخشید همه پرندگان در اطراف او جمع میشدند وبه پرهای اونگاه میکردند وآرزو میکردند که کاش خداوند ما را هم زیباودوست داشتنی می آفرید ودر این بین کلاغ سیاه کوچولویی بود که بیشتر از همه به طوطی توجه میکرد وهمیشه حسرت میخورد که چرا پرهای زیبای مثل طوطی ندارد تا اینکه۰۰۰ نویسنده داریوش صادقی فاطمه ندافی قصه گو :آزاده ضابطی گروه سنی ب وج داستان آموزنده و مفهومی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





