

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در زمانهای قدیم پیرزنی بود که خیلی تمیز ومرتب بود ودختری داشت که کمی سر به هوا بود ودل به کار نمی داد تا اینکه دختر ازدواج کرد ورفت به خانه خودش وپیرزن گفت برم یه سر به دخترم بزنم ببینم چه کار میکنه واو یک شال برای دخترش ویک جوراب برای داماداش بافت وکمی کلوچه درست کرد وراه افتاد رفت ورفت تا به خونه دختر رسید ودید در بازه وبقیه ماجرا۰۰ نویسنده زهره پریرخ قصه گو :آزاده ضابطی ادیت :آتنا گروه سنی ب و ج
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


