

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پنج نخود با هم در یک غلاف زندگی میکردند وآنها دوست داشتند دنیای بیرون را ببینند و هرچه زودتر اژ غلاف بیرون بیایند و چیزهای جدیدی را تجربه کنند وبالاخره پسر بچه ای غلاف را کشید واز بوته جدا شد وچند لحظه بعد پسربچه آن را در جیب کتش گذاشت و بعد آنها در نخود اندازش انداخت وفوت کرد واین نخودها هرکدام موقع پرتاب چیزی میگفتند ولی یکی از آنها گفت من باید بهترین ومفیدترین نخود باشم واین نخود به شکاف دیوار اتاق زیر شیروانی یک دخترک افتاد که بیمار بود و از صبح تا شب روی تختش خوابیده بود و۰۰۰ نویسنده هانس کریستین آندرسن قصه گو : آزاده ضابطی گروه سنی ج و د
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
