پادگرد
کاور کفش های بازرگان
شب بخیر کوچولو با آزاده ضابطی

کفش های بازرگان

۲۹ آذر ۱۴۰۲ · 13 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در سرزمینی بازدگانی بود که خیلی خسیس بوداو فقط فکر تجارت خودش بود وبه فکر لباس وشال وکلاهش نبود کفشهایش اینقدر وصله پینه کرده بود که مثل دولاک پشت سنگین وسخت شده بود و روزی پس از آنکه تجارت خوبی کرده بود خوشحال شد وتصمیم گرفت به حمام شهر برود وتوی حمام کفش هایش را بیرون آورد..۰ بازنوشته زهره پریرخ قصه گو :آزاده ضابطی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.