

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در لانه ای گرم ونرم بر درختی بلند جغدی کوچک نشسته بود،با پروبالی برآمد ه وچشمانی درشت وطلایی۰ اوهرشب بهتماشای مادرش می نشست که بال هایش را می گشود ونرم وآرام بر فراز درخت ها پرواز می کرد تا چیزی برای شکار پیدا کند۰او همیشه احساس تنهایی ونگرانی میکرد۰ واو میترسید پا به دنیای بیرون از لانه اش برود ۰ تا اینکه یک روز مادرش به او گفت وقتش رسیده که خودت پرواز کنی ودنیای بیرون را ببینی و۰۰۰ نویسنده مارک ازرا قصه گو :آزاده ضابطی ادیت :آتنا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





