
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پولینا آرام از روی تخت پایین خزید وبا خود گفت: امروز چقدر اتاق روشن تر شده است!او پرده را کنار زد وصورتش را به شیشه چسباند وبا دیدن منظره بیرون فریاد کشید:برف !برف!وآنقدر فریاد او بلند بود که برادرش فلیکس وحشت زده از تخت پایین افتاد وبالاخره به سرعت دست وصورت خودشان را شستند،مسواک زدند،صبحانه خوردند ،لباس گرم پوشیدند وخودشان را به حیاط رساندند۰ پولیا گفت موافقی یک آدم برفی درست کنیم؟۰۰۰ نویسنده فرانچسکا استیچ قصه گو :آزاده ضابطی ادیت :آتنا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
