پادگرد
کاور فسقلی ها _کاکی کنجکاو
شب بخیر کوچولو با آزاده ضابطی

فسقلی ها _کاکی کنجکاو

۱۹ بهمن ۱۴۰۲ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کاکی دوست داشت همه چیز را بداند، او یک پسر کوچولوی کنجکاو بود. دلش می‌خواست بداند که چرا زنبورها بدنی راه‌راه دارند، چرا سیب‌های باغ خودشان قرمز است، ولی سیب‌های باغ همسایه سبز است یک روز کاکی از جلو انباری که ته باغ بود رد می شد که صدای دنگ دنگ شنید کنجکاویش گل کرد و پرسید کی اونجاست چه کار می کنید؟ صدای پدربزرگ از توی انباری شنید که گفت : من این جا هستم اما نمی تونم بهت بگم چه کار می کنم ....وادامه ماجرا از مجموعه داستان های قسقلی ها نوشته تونی گراس قصه گو :آزاده ضابطی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.