پادگرد
کاور روزی که رفتیم سفر
شب بخیر کوچولو با آزاده ضابطی

روزی که رفتیم سفر

۲۶ بهمن ۱۴۰۲ · 23 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مدرسه ی گودون به پایان رسیده بود و گودون و گاستون و مامان و بابا تصمیم گرفتند به مسافرت بروند. گودون می دانست که مسافرت یعنی چه اما داداش کوچولوی او، گاستون تا آن روز به مسافرت نرفته بود و اصلا نمی دانست مسافرت یعنی چه. گودون دلش می خواست به گاستون شنا کردن را یاد بدهد تا وقتی به مسافرت رفتند او بتواند در آب دریا شنا کند. مادر تمام اسباب سفر را آماده کرد. همه چیز را. وااای که گاستون چقدر وسیله لازم داشت. و این لج گودون را درآورده بود. تازه این اول ماجرا بود. وقتی همه چیز مرتب شد تازه دردسرها شروع شد ... نویسنده : فانی جولی قصه گو :آزاده ضابطی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.