

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
لیزا دختر کوچولویی بود که همراه مادرش در قطب شمال زندگی می کرد۰ درست در وسط برفها وخونه های یخی۰لیزا هر روز که ازخواب بیدار می شد یه عالمه توی برفها بازی می کرد بعد به مامانش در غذا درست کردن وکارهای خونه کمک می کرد لیزا ومامانش هر روز کلی با هم بازی می کردند و خوش می گذروندند۰یه روز صبح که لیزا از خواب بیدار شده بود ومامان مثل هر روز داشت موهاش را می بافت پرسید :مامان تو منو دوست داری؟۰۰۰ نویسنده :باربارا ام جوس قصه گو :آزاده ضابطی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





