پادگرد
کاور فسقلی ها _ نگی نگران
شب بخیر کوچولو با آزاده ضابطی

فسقلی ها _ نگی نگران

۲۱ خرداد ۱۴۰۳ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مادر نگی به او گفت: بیا برویم پارک. اما نگی نگران بود که آفتاب پوستش را بسوزاند. دوست نگی به او گفت بیا بازی کنیم. اما نگی نگران بود که بازی را ببازد. خلاصه این که نگی همیشه و در هر حالی نگران بود. برای همین هیچ کاری را نمی توانست به خوبی انجام دهد ... نوشته تونی گراس قصه گو :آزاده ضابطی از مجموعه فسقلی ها مناسب گروه سنی الف و ب

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.