

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دختر کوچک، ساده دل و مهربانی به همراه خانوادهاش در نزدیکی جنگل زندگی میکردند. مادربزرگ دختر، او را خیلی دوست داشت به همین خاطر یک شنل قرمز رنگ به او هدیه داد. دختر همیشه آن هدیه زیبا را به تن داشت به این دلیل بسیاری او را شنل قرمزی صدا میکردند. روزی مادربزرگ مریض میشود و شنل قرمزی تصمیم میگیرد به خانه مادربزرگ که درست وسط جنگل بود، برود. در راه یک گرگ بدجنس با شنل قرمزی صحبت میکند. شنل قرمزی از روی سادگی و صداقت همه چیز را درباره مادربزرگ برایش تعریف میکند و گرگ ناقلا هم تصمیم میگیرد زودتر از شنل قرمزی خود را به خانه مادر بزرگ برساند و دلی از عزا در بیاورد. نویسنده : هانس کریستین آندرسن .برادران گریم قصه گو :آزاده ضابطی والدین عزیز توجه کنید که این داستان دارای شخصیت منفی گرگ می باشد لطفا عواطف و روحیات کودک خود را برای شنیدن این داستان در نظر بگیرد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





