

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
خانوادهی "بوت" به همراه دختر و پسرشان پوپی و سم در مزرعهی درخت سیب زندگی میکنند. آقای "تد" در مزرعهی آنها کار میکند. روزی تد، سگ گلهای به نام گوشسیاه خرید تا در هنگام چرای گوسفندها به او کمک کند. پوپی و سم حیوانهای مزرعه را به گوشسیاه نشان دادند. پس از چندی آنها متوجه شدند که گوش سیاه نمیتواند کارش را به خوبی انجام دهد، بر اثر یک پیشامد آنها دریافتند که گوش سیاه زبان مخصوص به خود را دارد که در صورت استفاده از آن به خوبی از عهدهی انجام کارها برمیآید. از مجموعه قصه های مزرعه نوشته: هیتر ایمری قصه گو :آزاده ضابطی گروه سنی پیش دبستانی وسالهای اول ودوم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




