
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
مامان رفت طبقهی بالا و نگاهی توی اتاق انداخت. خواهرخرسی هنوز سر جایش خوابیده بود و زیر پتوها گم شده بود. مامان آرام گفت: «خرسی! بلند شو!» ولی خواهرخرسی فقط ناله کرد. مامان گفت: «وای عزیزم! انگار که سرما خوردهای.» کار مامان خرسی خیلی زیاد است به خصوص امروز که خواهرخرسی مریض شده و مدرسه نمیرود. باید به خواهرخرسی برسد، لباس توی ماشین لباسشویی بریزد. مراقب خرس عسلی باشد. برای بچهها غذا آماده کند وغیره نوشته استن وجن برنستین قصه گو : آزاده ضابطی ادیت : آتنا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
