پادگرد
کاور شنگول ، منگول و حبه انگور
شب بخیر کوچولو با آزاده ضابطی

شنگول ، منگول و حبه انگور

۱۸ آذر ۱۴۰۳ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

یک خانم بزی بود که با سه تا بزغاله اش توی خانه ی کوچک قشنگی زندگی می کرد. یک روز خانم بزی، هر سه تا بچه اش، شنگول و منگول و حبه ی انگور را جمع کرد و بهشان گفت: «بزغاله های عزیزم! شنیده ام تازگی ها سروکله ی گرگ سیاهی این طرف ها پیدا شده. خیلی خیلی مواظب خودتان باشید و تا من برنگشته ام، در را به روی کسی باز نکنید.» بزغاله ها گفتند: خیالت راحت، مامان بزی! ما خیلی خیلی مواظب خودمان هستیم تهیه و تنظیم متن : آزاده ضابطی ادیت : آتنا این داستان با کمی تغییر و پایان خوش همراه است این داستان به درخواست شما کوچولو های عزیز تهیه و منتشر شد امیدواریم از شنیدن آن لذت ببرید بچه های عزیز لطفا پیام های صوتی خود را به شماره 09397350928 ارسال بفرمایید

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.