

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در زمانهای قدیم، در کشور ژاپن، پسر کوچولویی بود به نام کینتارو. پدر کینتارو پهلوان بزرگی بود. روزی از روزها این پهلوان به جنگ دشمن رفت و کشته شد. مادر کینتارو که دلش نمیخواست پسرش به دست دشمن اسیر شود، او را همراه کرد و به یک دهکده کوهستانی رفت. در آنجا کینتارو کمکم بزرگ شد. مادرش همیشه به او میگفت: «کینتارو، تو باید خوب ورزش کنی تا بدنت قوی شود. دلم میخواهد تو هم مثل پدرت، پهلوان بزرگی بشوی.» کینتارو حرف مادرش را گوش میکرد. او هرروز به جنگل میرفت و کار میکرد تا حسابی قوی شود. قصه گو : آزاده ضابطی ادیت : آتنا نویسنده : شاگا هیراتا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
