پادگرد
کاور یک روز بارانی
شب بخیر کوچولو با آزاده ضابطی

یک روز بارانی

۱۲ خرداد ۱۴۰۵ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آن روز باد تندی می وزید و طوری باران می بارید انگار آسمان سوراخ شده بود . شاخه های درخت بید توی باغچه از این طرف به آن طرف می رفتند و می آمدند. پرندگانی که میان شاخه ها پناه گرفته بودند منتظر بودند تا باران بند بیاید . جم بارش باران را تماشا می کرد . آیا حوصله اش سر رفته بود؟ برای چه باید حوصله اش سر می رفت؟ تا وقتی می شود رویا پردازی کرد مگر حوصله کسی سر می رود؟ گروه سنی الف وب نویسنده : اورال ، فریدون قصه گو : آزاده ضابطی ادیت : آتنا

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.