
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: با کشورم چه رفته است؟ ▨ شاعر: سعید سلطانپور ▨ با صدای: سعید سلطانپور ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــ به یاد سعید سلطانپور از جشن عروسی به ضیافت مرگ رفت. ــــــــــــــــ با کشورم چه رفته است؟ با کشورم چه رفته است که زندانها از شبنم و شقایق سرشاراند و بازماندگانِ شهیدان - انبوه ابرهای پریشان و سوگوار - در سوگِ لالههای سوخته میبارند؟ با کشورم چه رفته است که گلها هنوز سوگوارند {داغدارند}؟ با شورِ گردباد آنک منم که تفتهتر از گردبادها در خارزارِ بادیه میچرخم تا آتشِ نهفته به خاکستر آشفتهتر ز نعرهٔ خورشیدهای «تیر» از قلبِ خاکهای فراموش سرکشد تا از قناتِ حنجرهها فوجِ {موجِ } خشم و خون روی غروبِ سوختهٔ مرگ پر کِشد. این نعرهٔ من است این نعرهٔ من است که روی فلات میپیچد و خاکهای سکوتِ زمانهٔ تاریک را میآشوبد و با هزار مشتِ گران بر آبهای عمان میکوبد این نعرهی من است که میروبد خاکسترِ زمان را از خشمِ روزگار بعد از تو ای ای گلشنِ ستارهٔ دنبالهدارِ اعدامی! ای خسروِ بزرگ! که برق و لرزه در ارکانِ خسروان بودی ای آخرین ستاره! خونینترین سرور! در باغِ ارغوان در ازدحامِ خلق در دوردست و نزدیک من هیچ نیستم جز آن مسلسلی که در زمینهی یک انقلاب میگذرد و خالی و برهنه و خونآلود سهم و سترگ و سنگین در خون تودههای جوان میغلتد تا مثلِ خار سهمناک و درشتی - روییده بر گریوهای گلِ سرخ - آینده را بماند در چشمِ روزگار یادآور شهادتِ شوریدگانِ خ
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
