

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: کارخانه ▨ شاعر: منوچهر نیستانی ▨ با صدای: منو.چهر نیستانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ اینجا، هر دکمهای به منبع برقیست متصل، کارِ تلاشِ آهن و بازوست. هر گوشه پیلواری، پولاد، -روی زمینِ چرب- خفتهست و دودِ عالم، با اوست با سینهها رفاقتِ دیرینِ صبر و سل. اینجا، گلهای لفظ را {گلهای لفظهای شما را} -نارسته از لبان- توفان پرغریو هزاران چرخ، از دودکش، به خارج انبار میبرد. اینجا، انبار انفجار مدامی پر از صداست، بازی بیصدای لبان، پیکِ قلبهاست، هر سینه، کورهای وز صد یاد مشتعل: یاد غروب (درهای آهنی بر روی پاشنه میچرخند مردانِ چربِ خسته، بیحرف دستهدسته، بیرون میآیند...) یاد غروب، و خانه... - چه خوب، آه! لم دادن و تمدد اعصاب، با چایِ داغ، و شامِ لبِ حوض، فریادِ بچهها، برخوردِ دیگ و قاشقِ مطبخ و آنگاه، خواب، خواب... چشمان نمیتوانند این دود را شکافت. هر چهره، یک غریبهی دیگر، با چشم باد کرده، با گونهی برآمده - از پشتِ درد و دود شطِ مدامِ همهمه، اینجا، خاموش میکند، (اگر نه بود!) فریاد قلبهای شما را طوفانِ بیامانی، با خویش میبرد، گلهای رنگرنگِ صدا را ▨ منوچهر نیستانی از دفتر شعر دیروز، خط فاصله منتشر شده به سال ۱۳۵۰ ــــــــــــ پینوشت اول: تاریخ خوانش مربوط است به ۲۶ مهر ماه ۱۳۵۶ در شب نهم از شبهای شعر گوته. پینوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوتهایی دارد. شکل مکتوب شعر، در داخل آکولاد {} آمده است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


