
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام قطعه: باز کن پنجره را ▨ شاعر: حمید مصدق ▨ با صدای: شاعر ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است دل من در دل شب خواب پروانه شدن میبیند مهر در صبحدمان داس به دست خرمن خواب مرا میچیند ... باز کن پنجره را تو اگر باز کنی پنجره را من نشان خواهم داد به تو زیبایی را بگذر از زیور و آراستگی ... من تو را خواهم برد به عروسی عروسکهای کودک خواهر خویش که در آن مجلس جشن صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس صحبت از سادگی و کودکی است چهرهای نیست عبوس کودک خواهر من در شب جشن عروسی عروسکهایش میرقصد کودک خواهر من امپراطوری پر وسعت خود را هر روز شوکتی میبخشد کودک خواهر من نام تو را میداند نام تو را میخواند *فقط بخش هایی از شعر (به انتخاب من) میکس شده*
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
