پادگرد
کاور افشین یداللهی | من عاشق چشمت شدم
شعر | با صدای شاعر

افشین یداللهی | من عاشق چشمت شدم

۶ مرداد ۱۴۰۲ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: من عاشق چشمت شدم ▨ شاعر: افشین یداللهی ▨ با صدای: افشین یداللهی ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ وقتي گريبان عدم با دست خلقت می‌دَريد وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل می‌آفريد وقتی زمين ناز ِ تو را در آسمان‌ها می‌كشيد وقتی عطش طعم تو را با اشك‌هايم می‌چشيد من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی چيزی نمی‌دانم از اين ديوانگی و عاقلی يك آن شد اين عاشق شدن؛ دنيا همان يك لحظه بود آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم رُبود وقتي كه من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده كرد آدم زمينی‌تر شد و عالم به آدم سجده كرد من بودم و چشمان تو؛ نه آتشی و نه گِلی چيزی نمی‌دانم از اين ديوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم، شاید کمی هم بیش‌تر؛ چیزی در آن سوی ِ یقین، شاید کمی هم‌کیش‌تر آغاز و ختم ِ ماجرا، لمس تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من، در مردمک‌های تو بود

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.