پادگرد
کاور حسین منزوی | آهای خبردار (نسخه‌ی بازسازی شده)
شعر | با صدای شاعر

حسین منزوی | آهای خبردار (نسخه‌ی بازسازی شده)

۱۳ اسفند ۱۴۰۲ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: آهای خبردار (نسخه‌ی بازسازی شده) ▨ شاعر: حسین منزوی ▨ با صدای: ئاگر گداری ♪ تهیه کننده، پالایش و تنظیم: شهروز ────── ♪ ────── پیش تر، نسخه‌ی کلاسیک، با صدای شاعر منتشر شد. در این نسخه، صدای با کیفیت‌تر جایگزین صدای شاعر شده، البته سعی شده تا جای ممکن لحن شاعر بازسازی شود و راوی به جزییات خوانش شاعر وفادار باشد ────── ♪ ────── آهای خبردار مستی یا هوشیار؟ خوابی یا بیدار؟ خاله یادگار تو شبِ سیا تو شبِ تاریک از چپ و از راست از دور و نزدیک یه نفر داره جار می‌زنه، جار؛ آهای غمی كه مثلِ یه بختک رو سینه‌ی من شده‌ای آوار از گلوی من دستاتو، وردار ▨ توی كوچه‌ها یه نسیم رفته پی ولگردی توی باغچه‌ها پاییز اومده پی نامردی توی آسمون ماهو دق می‌ده دردِ بی‌دردی ▨ خاله یادگار نمیای بریم شهرو بگردیم قدم به قدم؟ نمیای بریم چراغ ورداریم پرسه بزنیم دنبالِ آدم؟ كوچه‌های شهر پُرِ ولگرده دل پُرِ درده شب پُرِ مَردو پُرِ نامرده همه پا دارن همه دَس دارن اما بعضیا دورِ خودشون یه قفس دارن بعضیاشونم توی دستشون یه جَرَس دارن ▨ آره خاله جون خاله خبردار باغ داریم تا باغ یكی غرقِ گل یكی پُرِ خار مرد داریم تا مرد یكی سَرِ كار یكی سَرِ بار یكی سَرِ دار آهای خبردار خاله یادگار تو میخونه‌ها دیگه كی مسته؟ دیگه كی هوشیار؟ تو ویرونه‌ها دیگه كی مرده؟ كی شده مُردار؟ تو افسونه‌ها دیگه كی دیوه؟ دیگه كی دیوار؟ ▨ آره خبردار خاله یادگار می‌خوان بینِ ما دیوار بزنن میله بكارن خندق بكنن تو رو ببرن اونورِ بازار من‌و بیارن اینورِ بازار ▨ از من و توها بازار شلوغه تا ما با همیم دیوار دروغه بارون نزنه آبت نبره من دارم میام خوابت نبره خبر، خبردار خاله یادگار! من به یادِ تو بیدار می‌مونم تو به یادِ كی می‌مونی بیدار؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.