

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ شعر: خطاب به پروانهها ▨ شاعر: رضا براهنی ▨ با صدای: شاعر ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ شبانهروز من از سرسرای سبز سروهای شما می گذشت پروانههای از جان گذشتهی گذشته و آینده حرامیانی که ماههای مرا از آسمانها، از فصلها و از رواقهای عاشقانه به یغما میبردند اکنون تسلیم میشوند هان بنگرید! من، پهلو به پهلوی خیل نهنگهای جوان غوطه میخورم فانوس فلسهاي ماهيان اقيانوس ... بر منظر من است در مرتع سماع هزاران هزار كوسه ... گردابهاي سرخ جهان را ميرقصانم و پلههاي قزلآلا ... از چشمهاي من ... هماره مسافرهاي زيبا را ... به كهكشان كشفهاي ِ جديدم ميآورند شبكورهاي كيهاني در ظلمتي ابدي ميچرخند اما من يك آسمان نو از عشق ِ آفتابهاي جوان آفريده ام از آسمان نهفته نخواهم داشت كه چشمهاي من همه را ديده ست ماهي دوشقه ميگذرد از كنار ابر چون ذوالفقاري بيقبضه ديده ست چشمهاي من همه را ديده ست حرامياني كه ماههاي مرا از آسمانها، از فصلها و از رواقهاي عاشقانه به يغما ميبردند اكنون تسليم ميشوند شبانهروز من از سرسراي سبز سروهاي شما میگذشت پروانههاي از جان گذشتهي گذشته و آينده از چشم آدميان، روزي يا مثل خداي رومي پنهان خواهم شد يا مثل شمس هموطنم در غوغایی مشكوك و رمزواره و گستاخ جان خواهم داد با چشم باز در صف نظارگان بايستيد؛ پهلو به پهلوي خيل نهنگهاي جوان غوطه ميخورم ديده ست چشمهاي من همه را ديده ست ▨ هشتم تا دهم خرداد ماه ۱۳۷۰ تهران از کتاب خطاب به پروانه ها
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





