پادگرد
کاور شهریار | مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
شعر | با صدای شاعر

شهریار | مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم

۱۲ خرداد ۱۴۰۳ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم ▨ شاعر: استاد شهریار ▨ با صدای: استاد شهریار ♪ موسیقی متن: قطعه‌ی «مدار اول» از حسام ناصری و میلاد محمدی ♪ پالایش و تنظیم این شعر: شهروز ────── ♪ ────── مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم مستانه در این گوشه‌ی میخانه بمیرم درویشم و بُگذار قلندر منشانه کاکُل همه افشان به سر ِشانه بمیرم میخانه به دور ِ سر ِمن چرخد و اینم پیمان؛ به چرخیدن ِ پیمانه بمیرم من بلبل ِعشاق؛ به دامی نشدم رام در دام تو هم بی طمع ِدانه بمیرم شمعیُّ و طواف ِحرمی بود که می‌خواست پروانه بزایم من و پروانه بمیرم من دُرّ یتیمم* صدفم سینه‌ی دریاست بگذار یتیمانه و دُردانه بمیرم بیگانه شمردند مرا در وطن ِخویش تا بی‌وطن و از همه بیگانه بمیرم کو نی‌زن ِمیخانه؟ بگو جان به لب آور تا با تب و لب بر لب ِ جانانه بمیرم آن سلسله‌ی زلف که زُنّار ِ دلم بود در گردنم آویز که دیوانه بمیرم این دیر مغان ته‌چک ِ ایران ِ قدیم است اینجاست که من بی چَک و بی چانه بمیرم در زندگی افسانه شدم در همه آفاق بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم در گوشه‌ی کاشانه بسی سوختم اما آن شمع نبودم که به کاشانه بمیرم سرباز ِجهادم من و از جبهه‌ی اَحرار انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم؟ ▨ سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار ────── ♪ ────── پی‌نوشت‌ها؛ * دُرّ ِ یتیم یعنی مروارید بزرگ و آبداری که تنها و یک‌دانه در صدف باشد. در یتیم، گران‌بهاتر و ارزشمندتر از مرواریدهای دیگر است ▨ در یک بیت از این غزل، درباره جهاد صحبت شده که بنده‌ی حقیر علاقمند نبودم در پالایش من حضور داشته باشد؛ اما به رسم امانت آنرا نیز در دکلمه آوردم تا غزل بی کم و کاست به مخاطبان منعکس شود

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.