پادگرد
کاور مشفق کاشانی | شب همه‌شب
شعر | با صدای شاعر

مشفق کاشانی | شب همه‌شب

۱۷ تیر ۱۴۰۳ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: شب همه‌شب ▨ شاعر: مشفق کاشانی ▨ با صدای: مشفق کاشانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شب همه‌شب می‌دود در خلوت ِ روحانی من طفل ِ بازیگوش ِ اشک از دیده‌ی بارانی من بشکند نقش ِ سکوت ِ زنگ را در صبح ِ حیرت کوچه‌های غربت ِ آیینه از شب‌خوانی ِ من جام ِ لعل از جوش ِ غیرت می‌شود خُم‌خانه‌ی خون در پگاه ِ می‌گساران از جگر افشانی من دل به حیرانی‌ست در کار ِ من و من خیره بر دل در پگاه می‌گساران از جگر افشانی من دل به حیرانی‌ست در کار من و من خیره بر دل من به سرگردانی او، او به سرگردانی من در بهارستان عشق و آفرینش می‌طراود آب و رنگ ِ دیگری از شاخه‌ی ریحانی من یاد او در چاه ِ مغرب؛ مشرق ِ پرواز گردد بال از خورشید گیرد یوسف ِ کنعانی ِ من روزگار ِ تلخ ِ جان‌فرسای عمر ِ رفته گم شد در خطوط بی سرنجام ِ شب ِ پیشانی ِ من کشتی ِ سرگشته‌حالان را از این گرداب ِ هایل شب فراخواند چراغ ِ ساحل ِ طوفانی ِ من از حصار ِ استخوان‌سوز ِ تن ِ درمانده بشنو های‌های آتش‌آلود ِ دل ِ زندانی من ▨ عباس کی‌منش مشهور به مشفق کاشانی متخلص به مشفق

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.