پادگرد
کاور بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب
شعر | با صدای شاعر

بنشینم و صبر پیش گیرم | سعدی | دکلمه دکتر محمدجعفر محجوب

۱۵ مهر ۱۴۰۳ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: بنشینم و صبر پیش گیرم، دنبالهٔ کار خویش گیرم ▨ شاعر: سعدی ▨ با صدای: دکتر محمدجعفر محجوب ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ ای سرو بلندِ قامت دوست وه وه که شمایلت چه نیکوست در پای لطافت تو میراد هر سرو سهی که بر لب جوست نازک بدنی که می‌نگنجد در زیر قبا چو غنچه در پوست مه پاره به بام اگر برآید که فرق کند که ماه یا اوست؟ آن خرمن گل نه گل که باغ است نه باغ ارم که باغ مینوست این {آن} گوی مُعَنْبَرست در جَیب؟ یا بوی دهان عنبرین بوست؟ خون دل عاشقان مشتاق در گردن دیدهٔ بلاجوست در حلقهٔ صَولَجان زلفش بیچاره دلم فتاده {دل اوفتاده} چون گوست می‌سوزد و همچنان هوادار می‌میرد و همچنان دعاگوست من بندهٔ لعبتان سیمین کاخر دل آدمی نه از روست بسیار ملامتم بکردند کاندر پی او مرو که بدخوست ای سخت‌دلان سست‌پیوند {سست‌پیمان} این شرط وفا بوَد که بی‌دوست بنشینم و صبر پیش گیرم؟ دنبالهٔ کار خویش گیرم؟ [بند ۱] بگذشت و نظر {نگه} نکرد با من در پای کشان، ز کبر دامن دو نرگسِ مستِ نیم‌خوابش در پیش و به حسرت از قفا من ای قبلهٔ عاشقان {دوستان} مشتاق گر با همه آن کنی که با من بسیار کسان که جان شیرین در پای تو ریزد اوّلا من گویندم ازو نظر بپرهیز پرهیز ندانم از قضا من گفتم که شکایتی بخوانم از دست تو نزد {پیش} پادشا من کاین سخت‌دلی و سست‌مهری جرم از طرف تو بود یا من؟ دیدم که نه شرط مهربانی‌ست گر بانگ برآرم از جفا من گر سر برود فدای پایت دست از تو نمی‌کنم رها من جز وصل توام حرام بادا حاجت که بخواهم از خدا من هرگز نشنیده‌ام {نشنیده‌ای} که یاری بی‌یار صبور بود تا من بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالهٔ کار خویش گیرم [بند ۸] ای روی تو آفتاب عالم انگشت نمای آل آدم احیای روان مردگان را بویت نفس مسیح مریم بر جان عزیزت آفرین باد بر جسم شریفت اسم اعظم محبوب منی چو دیدهٔ راست ای سرو روان به ابروی خم دستان که تو داری ای پری‌روی بس دل ببری به کَفّ و مِعْصَم تنها نه منم اسیر عشقت خلقی مُتَعَشِّقند و من هم شیرین جهان تویی به تحقیق بگذار حدیث ما تَقَدَّم خوبیت مُسَلَّمست و ما را صبر از تو نمی‌شود مُسَلَّم تو عهد وفای خود شکستی وز جانب ما هنوز محکم مگذار که خستگان بمیرند دور از تو در {به} انتظار مرهم بی‌ما تو به سر بری همه عمر من بی‌تو گمان مبر که یک‌دم بنشینم و صبر پیش گیرم دنبالهٔ کار خویش گیرم [بند ۹] ▨ سعدی ــــــــــــــــ پی‌نوشت اول: آنچه می‌شنوید، خوانش دکتر محمدجعفر محجوب از بندهای ۱ و ۸ و ۹ از ترجیع‌بند مشهور سعدی است. این خوانش مربوط است به تدریس درس فارسی پیشرفته توسط دکتر محجوب، در دانشگاه برکلی آمریکا. پی‌نوشت دوم: متن شعر با خوانش دکتر محجوب تفاوتهایی دارد. بعضاً برخی ابیات خوانده نمی‌شود و یا در خوانش، توالی ابیات متفاوت است. برای تفاوتهای واژگان بین نسخۀ نوشتاری و خوانش؛ شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.