

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر (ترانه): پوست شیر ▨ شاعر: ایرج جنتیعطایی ▨ با صدای: ایرج جنتیعطایی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــ قلبِ تو قلب پرنده پوستت اما پوست شیر زندون تنو رها کن، ای پرنده! پر بگیر اون ورِ جنگل تنسبز، پشتِ دشت سر به دامن اون ورِ روزای تاریک، پشت نیمشبای روشن برای باورِ بودن جایی شاید باشه، شاید برای لمس تنِ عشق کسی باید باشه، باید که سرِ خستگیاتو به روی سینه بگیره برای دلواپسیهات واسه سادگیت بمیره حرف تنهایی قدیمی اما تلخ و سینهسوزه اولین و آخرین حرف، حرف هر روز و هنوزه تنهایی شاید یه راهه؛ راهیه تا بینهایت قصهی همیشه تکرار هجرت و هجرت و هجرت اما تو این راه که همراه جز هجومِ خار و خس نیست کسی شاید باشه، شاید، کسی که دستاش قفس نیست ▨ ایرج جنتیعطایی از دفتر شعر «زمزمههای یک شب سیساله»
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





