

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: صحرای بی پایان ▨ شاعر: ابولحسن ورزی ▨ با صدای: ابولحسن ورزی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ ز عقلِ نکتهبینان حل نشد هرگز معمایی خوشا دیوانگیها با حریفِ بادهپیمایی دمی از رنجِ حیرانی دل و جانم نیاساید نه در آغوشِ محرابی، نه در پایِ چلیپایی طنین عشق و آزادی نمیآید به گوش من نه از آوازۀ دیری، نه از زنگ کلیسایی کنشت و دیر و مسجد را چرا باید بنا کردن؟ تو را گر میتوان دیدن، ز هر سویی، به هر جایی نهان از دیدۀ مایی و در دلهایِ ما پیدا* نه با مایی نه بی مایی، نه پنهانی نه پیدایی ز نقش عشق زیباتر ندارد زندگی نقشی* در این خوابِ پریشان، خوشتر از این نیست رویایی {نتابد گر فروغِ عِشق بر تاریکیِ دلها* شبانِ تارِ ما را نیست صبحِ عالمآرایی} سرابِ زندگانی میفریبد تشنهکامان را تو گر سیرابِ عشقی، زین سرابت نیست پروایی در این صحرای بیپایان، هزاران کاروان گم شد که از ایشان نمیآید، نه پیغامی، نه آوایی سواران بیخبر رفتند و این غم می کشد ما را کز آنان گردِ راهی نیست، در دامانِ صحرایی {غمِ فردا مخور امروز و، فرصت را غنیمت دان چه دانی کز پسِ امروز خواهی داشت فردایی؟} ▨ ابولحسن ورزی متخلص به طالع ـــــــــــ پینوشت اول: یکی از مشهورترین شعرهای ابولحسن ورزی، شعر با مطلع «آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود» است که شاید مشهورترین اثر وی باشد. پینوشت دو: دو بیت در آکولاد آمده که در متن کتاب شعر ایشان هست اما در خوانش خوانده نشده است.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.

