پادگرد
کاور بیژن الهی | به سلمی (دفنِ سراشیب‌ها)
شعر | با صدای شاعر

بیژن الهی | به سلمی (دفنِ سراشیب‌ها)

۱۶ فروردین ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ شعر: به سلمی (دفنِ سراشیب‌ها) ▨ شاعر: بیژن الهی ▨ با صدای: شهروز ▨ پالایش و تنظیم: شهروز _________ حامی‌ی دور بوده‌ام از نورْ حالتی قدرتی داشته‌ام آری چون مردگان که قادرند ولی نه جُز به لطافتی حامیند اگر پا سَرْشان نه جُز چُو علف بُگْذاری راه از میانِ علف گرفته‌ام که راه پوش و راه افزاست: راههای فراوانِ رفته‌ام که بُرده‌ام به جا و نبُرده‌ام هیچ جا اما عزیزم سَلْما می‌خواستم کجا رسید کنار این همه هرزابها که سفر می‌کنند و برق می‌زنند که برق می‌زنند در قلبِ علفها و ناپدید… مرا دفنِ سراشیبها کنید که تنها نَمی از بارانها به من رسد اما سیلابه‌اش از سر گُذَر کند مثل عمری که داشتم. ▨ از کتاب «دیدن»، انتشارات بیدگل، صفحه‌ی۱۹۹ سروده شده در نوروز ۱۳۵۱، باغ وکیل آباد ───────♪ ─────── بیژن الهی جز شاعرانی است که متاسفانه هیچ قطعه ای با صدای خودش در دست نیست. از سویی جایگاه مهم او در شعر مدرن ایران، غیرقابل‌انکار است. به همین دلیل بر آن شدم تا تعدادی از آثار این شاعر را با صدای خودم اجرا کنم، تا جای او و شعرهایش، در بین شاعران معاصر خالی نماند

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.