پادگرد
کاور بیژن نجدی | پروانگی‌های مقدس
شعر | با صدای شاعر

بیژن نجدی | پروانگی‌های مقدس

۳ خرداد ۱۴۰۴ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: پروانگی های مقدس ▨ شاعر: بیژن نجدی ▨ با صدای: بیژن نجدی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــ تذکر: «پروانه» نام کوچکِ همسر شاعر است. ـــــــــــــــــــــ در گودِ خیال و خیابان و تاریکی نئون راه می‌رود با طرحی از تنِ پروانه... «مبل‌فروشی پروانه» که بوی تو در آن نشسته است بوی روشن و خاموش خاموش و روشن تو. در میدان و آن‌سوی شیشه‌ی اتوبوس پشت پرده‌ی باران نئون راه می‌رود »چایخانه‌ی پروانه» کاش صبحانه‌ای با تو در دلِ شب. تهران و خیابان فردوسی آسمانی پر از بُراده‌هایِ سرخ نئون... «عتیقه فروشی پروانه» پروانه‌های روی زره بر تیغه‌ی شمشیر و جامی از نقره. حالا، صبحِ تهران است و شکسته‌های خاموشِ نئون ریخته بر آسفالت. «آرایشگاه پروانه» چشمانِ بی‌سرمه نیمرخ تو عطر دورِ حنا و نگاهی پر از آبِ مروارید ▨ بیژن نجدی از کتاب واقعیت رویای من است نشر مرکز صفحه ۹۶

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.