

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: تنها صداست که میماند ▨ شاعر: فروغ فرخزاد ▨ با صدای: فریدون فرخزاد ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ تذکر: این خوانش فقط شامل بخشهایی از شعر است که احتمالا به انتخاب فریدون فرخزاد بوده و فایلی از خوانش کامل شعر در دسترس نیست ــــــــــــــــــــــــ چرا توقف کنم، چرا؟ پرندهها به جستجوی جانب آبی رفتهاند افق عمودی است افق عمودی است و حرکت، فوارهوار و در حدود بینش سیارههای نورانی میچرخند زمین در ارتفاع به تکرار میرسد و چاههای هوایی به نقبهای رابطه تبدیل میشوند و روز وسعتی است که در مخیلهی تنگ کرم روزنامه نمیگنجد چرا توقف کنم؟ راه از میان مویرگهای حیات میگذرد کیفیت محیط کشتی زهدان ماه سلولهای فاسد را خواهد کشت و در فضای شیمیایی بعد از طلوع تنها صداست صدا که ذوب ذرههای زمان خواهد شد چرا توقف کنم؟ چه میتواند باشد مرداب چه میتواند باشد جز جای تخمریزی حشرات ِ فاسد افکار سردخانه را جنازههای بادکرده رقم میزنند نامرد، در سیاهی فقدان مردیش را پنهان کردهاست و سوسک... آه وقتی که سوسک سخن میگوید چرا توقف کنم؟ همکاری حروف سربی بیهودهست همکاری حروف سربی اندیشهٔ حقیر را نجات خواهدداد من از سلالهی درختانم تنفس هوای مانده ملولم میکند پرندهای که مرده بود، به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم نهایت تمامی نیروها پیوستن است، پیوستن به اصل روشن خورشید و ریختن به شعور نور طبیعی است که آسیابهای بادی میپوسند چرا توقف کنم؟ من خوشههای نارس گندم را به زیر پستان میگیرم و شیر میدهم صدا، صدا، تنها صدا صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک صدای انعقاد نطفهی معنی و بسط ذهن مشترک عشق صدا، صدا، صدا، تنها صداست که میماند در سرزمین قد کوتاهان معیارهای سنجش همیشه بر مدار صفر سفر کردهاند چرا توقف کنم؟ من از عناصر چهارگانه اطاعت میکنم و کار تدوین نظامنامهی قلبم کار حکومت محلی کوران نیست مرا به زوزهی دراز توحش درعضو جنسی حیوان چکار مرا به حرکت حقیر کرم در خلاء گوشتی چکار مرا تبار خونی گلها به زیستن متعهد کرده است تبار خونی گلها میدانید؟
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





