پادگرد
کاور آرش کرمانشاهی | در این شب
شعر | با صدای شاعر

آرش کرمانشاهی | در این شب

۱۶ مرداد ۱۴۰۴ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: در این شب ▨ شاعر: محمد شکری (متخلص به آرش کرمانشاهی) ▨ با صدای: محمد شکری ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ___________ ... که در قفس ِ غم چکار باید کرد؟ چکار با شبِ این روزگار باید کرد؟ مگو مگو که در این خشکسالِ شیدایی چگونه شیونِ دل را مهار باید کرد غبار بیم و بلا بسته راه بیشه‌ی عشق دلی چو زهره‌ی شیر اختیار باید کرد زمان، زمانه‌ی رنگ است و رونقِ نیرنگ من و تو را خبر از نقشِ مار باید کرد چو سال هلهله‌ی ظلم است و ناله‌ی نور غروبِ آینه‌ها را هوار باید کرد به پاکدامنیِ خویش اگر یقین داری چنان سیاوش از آتش گذار باید کرد تو را گر آتشِ وارستگی به جان جاریست زیارتی ز سری سر به‌دار باید کرد اگر که زخم شبت، ذره ذره ظلم کند صلای صبح سپید آشکار باید کرد به نام نامیِ عشق و تفاهمِ پر شور غرورِ فاصله را تار و مار باید کرد عطش به جان زده آتش، شراب ناب کجاست؟ که رفع تشنگی از میگسار باید کرد ببین که شب به کمینِ سپیده بسته کمر کمند و بندِ زمین را شکار باید کرد چو آسمان به خزان خو گرفته است اکنون دریچه را خبر از نوبهار باید کرد به گِل نشسته گُلِ باغ آرزو، آرش علاج داغِ دلِ سوگوار باید کرد به چشمِ اهلِ بشارت، اشارتی کافیست مگو دگر که در این شب چکار باید کرد ▨ محمد شکری از کتاب شعر: خانه برفی باور

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.