

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
▨ نام شعر: دوستی (دل من دیر زمانیست که میپندارد) ▨ شاعر: فریدون مشیری ▨ با صدای: فریدون مشیری ♬ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ دل من دیر زمانی است که می پندارد دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر و ناز ساقهی ترد ِ ظریفی دارد بیگمان سنگدل است آنکه روا میدارد جان این ساقهی نازک را، دانسته بیازارد در زمینی که ضمیر من و توست از نخستین دیدار هر سخن، هر رفتار دانههایی است که میافشانیم برگ و باری است که میرویانیم آب و خورشید و نسیماش مهر است گر بدان گونه که بایست به بار آید زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید آن چنان با تو درآمیزد این روح لطیف که تمنای وجودت همه او باشد و بس بینیازت سازد، از همهچیز و همهکس زندگی، گرمی دلهای به هم پیوسته ست تا در آن دوست نباشد، همه درها بسته ست در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز عطر جان پرور عشق گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز دانهها را باید از نو کاشت آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان خرج میباید کرد رنج میباید برد دوست میباید داشت با نگاهی که در آن نور ببارد لبخند دست یکدیگر را بفشاریم به مهر جام دلهامان را مالامال از یاری، غمخواری بسپاریم به آواز بلند؛ شادی ِ روی ِ تو ای دیده به دیدار ِ تو شاد باغ جانت همه وقت از اثر ِصحبت دوست تازه عطرافشان گلباران باد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




