پادگرد
کاور احمد شاملو | وارتان سخن نگفت (مرگ نازلی)
شعر با صدای شاعر

احمد شاملو | وارتان سخن نگفت (مرگ نازلی)

۶ خرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

▨ نام شعر: وارتان سخن نگفت (مرگ نازلی) ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــــــــــ « وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت. در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر. دست از گمان بدار! با مرگِ نحس پنجه میفکن! بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…» وارطان سخن نگفت، سرافراز دندان خشم بر جگرِ خسته بست و رفت □ « وارطان ! سخن بگو! مرغ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته ست!» وارطان سخن نگفت، چو خورشید از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت... □ وارطان سخن نگفت وارطان ستاره بود: یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت... وارطان سخن نگفت وارطان بنفشه بود گل داد و مژده داد: «زمستان شکست!» و رفت… ▨ احمد شاملو زندان قصر ۱۳۳۳ از دفتر شعر هوای تازه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.