پادگرد
کاور صد و چهل و هشت - مست مَی‌گون: حیدر شیرازی
شعر کست

صد و چهل و هشت - مست مَی‌گون: حیدر شیرازی

۲۶ مهر ۱۴۰۵ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

‌ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ‌ببین که در طلبت حال مردمان چون است ‌به یاد لعل تو، بی چشم مست میگونت ‌ز جام غم می لعلی که می خورم خون است ‌ز مشرق سر کوی، آفتاب طلعت تو ‌ا‌گر طلوع کند طالعم همایون است ‌حکایت لب شیرین کلام فرهاد است ‌شکنج طرهٔ لیلی مقام مجنون است ‌دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است ‌سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است ‌ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی!‏ ‌که رنج خاطرم از جور دور گردون است ‌از آن نفس که ز چنگم برفت رود عزیز ‌کنار دیدهٔ من همچو رود جیحون است ‌چگونه شاد شود اندرون غمگینم ‌به اختیار که از اختیار بیرون است ‌ز بی‌خودی طلب یار می‌کند حیدر ‌چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است لینک های پادکست ‌ پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌ پادکست بوطیقا - قسمت سی و هفتم ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌ لن‌ترونی شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا ‌ حمایت مالی از پادکست: دارمت تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.