پادگرد
کاور شش - فتنه بیدار
شعر کست

شش - فتنه بیدار

۱۱ خرداد ۱۴۰۱ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

سیف فرغانی : همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست؟ همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست؟ یا چو من هجر ترا هیچ گرفتاری هست دیدة دهر به دور تو ندیده است بخواب که چو چشمت بجهان فتنه بیداری هست ای تماشای رخت داروی بیماری عشق خبرت نیست که در کوی تو بیماری هست هرکجا دل شده‌یی بر سر کویت بینم گویم المنت لله که مرا یاری هست گر من از عشق تو دیوانه شوم باکی نیست که چو من شیفته در کوی تو بسیاری هست هرکه روی چو گلت بیند داند به یقین که ز سودای تو در پای دلم خاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست قاضی شهر گواهی بدهد کآری هست هرکرا کار نه عشقست اگر سلطانست تو ورا هیچ مپندار که در کاری هست تا زر شعر من از سکه تو نام گرفت هر درم‌سنگ مرا قیمت دیناری هست گر بگویم که مرا یار تویی بشنو لیک مشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست سیف فرغانی نبود بر یارت قدری گر دل و جان ترا نزد تو مقداری هست لینک های پادکست پادکست بوطیقا – قسمت دوم : مشنو ای دوست شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.