پادگرد
کاور صد و بیست و پنج - مست ریا: حافظ
شعر کست

صد و بیست و پنج - مست ریا: حافظ

۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ · 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

‌حافظ ‌طالع اگر مدد دهد، دامَنَش آوَرَم به کف ‌گر بِکَشَم زهی طَرَب، ور بِکُشَد زهی شرف ‌طَرْفِ کَرَم ز کَس نَبَست، این دلِ پُر امیدِ من ‌گر چه سخن همی‌بَرَد، قصهٔ من به هر طرف ‌از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد ‌وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف ‌اَبرویِ دوست کِی شود دَستکَشِ خیالِ من؟ ‌کس نزده‌ست از این کمان تیرِ مراد بر هدف ‌چند به ناز پَروَرَم مِهرِ بُتانِ سنگدل ‌یادِ پدر نمی‌کنند این پسرانِ ناخَلَف ‌من به خیالِ زاهدی گوشه‌نشین و طُرفه آنک ‌مُغْ‌بَچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دَف ‌بی خبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل ‌مستِ ریاست محتسب، باده بده و لاتَخَف ‌صوفی شهر بین که چون لقمهٔ شُبهه می‌خورد ‌پاردُمَش دراز باد آن حَیَوانِ خوش علف ‌حافظ اگر قدم زنی در رَهِ خاندان به صِدق ‌بدرقهٔ رَهَت شود همَّتِ شَحنِهٔ نجف ‌‌‌لینک های پادکست ‌ ‌ پادکست بوطیقا - قسمت بیستم و هشتم ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا ‌ ‌حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا ‌ تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.